محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
395
آثار عجم ( فارسى )
[ 236 f ] فصل [ 11 ] مكرر گفتهايم كه ما ، در هر جاى از اين كتاب ، « فصل » مىنويسيم ، در آن مطالبى است كه پس از مراجعت از سفر به دست آورده ، مزيد بر كتاب مىنمائيم . از جملهء آنهاست بياناتى كه متعلّق است به بسيارى از اماكن مذكورهء گذشته ( مثل برم دلك و دارابجرد و تخت جمشيد و نقش رستم و غير ذلك ) . سزاوار چنان ديد كه چون فراغت از تفصيل آنها حاصل آمد ، آن انكشافات تازه را مرقوم داريم ؛ انشاء اللّه - تعالى . انكشافات جديده : صورتهايى كه در برم دلك است ؛ و تفصيلش در اوّل كتاب مسطور گرديد ، به نمرهء 2 ؛ و گفتيم مكانى است قريب به شيراز . يكى از سيّاحان انگريز ، در مسافرتنامهء خود نوشته كه صورت چهارم از آن صورتها كه ريش ندارد ، زن است ؛ لباس مردانه پوشيده و گويد معلوم ما نيست كه شبيه كه باشد . [ مطلب ديگر ] : ديگر ، در دارابجرد ، مجلسى كه به نمرهء 8 است و گفتيم بايد صورت داراب شاه باشد و صورت زير پاى اسب آن ، شايد فليپ رومى « 1 » بود . مىگويد : به قرينه آن پادشاه ، شاپور اوّل است و آنكه زير پاى اسبش ، خوار و زار افتاده ، والرين « 2 » پادشاه روم است كه معزول و مخذول شده ؛ و آن صورتى است كه پادشاه ، دست مرحمت بر سرش نهاده ، صورت شيرى ديس ، پادشاه نوردم است كه آن را نيز سيرى دس ( يا سپيرى دس « 3 » ) گويند ؛
--> ( 1 ) . پدر اسكندر است كه آن را فيلقوس نامند ؛ و سابقا شرح احوالش مرقوم افتاد . ( 2 ) . اين اسم را در بعض جاها « وليرين » نيز مىنويسند ؛ يعنى بعد از لام ، ياء مثناة تحتانيه ، زياد دارد . ( 3 ) . به كسر حرف اوّل كه شين معجمه است .