محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
373
آثار عجم ( فارسى )
از آن به در نمىرود و از براى آن ، 17 پايه قرار داده تا به تك آن برسد و اگر روزى هزار كس از آن آب خوردى و برداشتى ، تا يك سال ، يك پايه خالى [ ن ] شدى و ميان آن بركه ، ستونها از سنگ و ساروج بر پا نموده و آن را مسقّف كردهاند تا از تغيير هوا سالم ماند . در يكى از تاريخ [ ها ] ، وقتى ديدهام نوشته بود : بسط آن بركه ، يك قفيز و كم [ از ] عشر قفيز است . فقير مؤلّف گويد : قفيز از زمين ، 144 ذرع شرعى است « 1 » . بالجمله ، اينكه مىگويند عضد الدّوله ، دريايى در ميان كوهى و كوهى در ميان دريايى نهاد ، اشارت به بركهء مذكوره است و بندى كه بر رود كر « 2 » بسته ؛ كه انشاء اللّه ، عن قريب ، به تماشاى آن رفته ، نقشهاى از آن بر مىداريم . خلاصه : فاصلهء ما بين قلعهء استخر و قلعهء شكستهء مذكورين ، تقريبا يك ميل است ؛ ولى دامنهء آنها به هم اتّصال دارد و اين دو قلعه در خاك مرودشت واقع شدهاند . قلعهء اشكنوان : پيش از اين مذكور شد كه در ابرج است . ابرج ، بلوكى است از فارس ، در شمال شيراز ؛ و در ميان كوهستان واقع است ؛ هوايش سردسير ؛ مردمش رعيّت پيشه و فقير ؛ حاصلش غلّه و برنج ؛ جنگل بسيار و باغات بيشمار دارد ؛ آبش از چشمه و رودخانه . مسافت بلوك مذكور تا شيراز ، 12 فرسخ است . مجمل ، قلعهء اشكنوان در اين ملك است و از قلاع مشهورهء فارس است ؛ بالاى آن ، چشمهها و مراتع « 3 » بسيار دارد . از غرايب اينكه گويند رعاياى آنجا در فصل بهاران يا [ 223 f ] غير آن خواهند مالهاى خود را فربه نمايند ، آنها را در قلعهء مذكوره برند ؛ به اين معنى كه با طناب و ريسمان ، خرها را بالا كشند و در آنجا سردهند تا ايّامى چند كه در آن سبزهزارها به خودى خود چرا كنند و از آن چشمهها سيراب گردند و فربه شوند ؛ آنگاه به زيرشان آرند . و قلعهء مذكوره را در تاريخى ديدم نوشته بود كه نامش « گزين » بوده و اينكه گفتهاند :
--> ( 1 ) . در مقدار آن اختلاف كردهاند و مختلف نوشتهاند و آنچه اكثر گفته [ اند ] ، 33 انگشت است به عرض . ( 2 ) . به ضمّ اوّل ، نام همان رودخانهء مذكور است . ( 3 ) . جمع مرتع است كه آن را چراگاه و سبزهزار نامند .