محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

364

آثار عجم ( فارسى )

[ مجلس سوم ] : [ 215 f ] از مجلس سابق الذّكر كه گذشتيم ، محاذى دخمهء سوم ، نزديك به زمين نيز مجلسى است و آن هم صورت جنگ است - مثل جنگى كه مذكور شد - همان دو نفر سوار نيزه به دست و سوار ديگر كه علم به دست دارد و غير ذلك ، به تفصيلى كه گذشت بدون كم و زياد ؛ كه گويا اين مجلس را از مجلس جنگ اوّل گرده « 1 » كرده باشند و اين صورتها نيز خراب و ناچيز و محو شده و طرّاحى و حجّاريش ، در اصل بسيار بد بوده و دور نيست كه اين هم جنگ اشكانيان باشد ؛ اگر چه بعضى آن را بهرام پنجم دانند كه مذكور شد . به هر حال قابل برداشتن نقشه نيست ؛ از آن در مىگذريم . مجلس ديگر و [ صورتهاى چهارگانهء آن ] : از آنجا كه نيز چند قدمى گذشتيم ، به جايى كه كوه مىخواهد بپيچد ، مجلسى ديگر است كه در آن ، چهار صورت نقش است . ارتفاع مجلس ، 2 ذرع و نيم و عرضش ، از سه 3 ذرع قدرى كمتر است . تفصيل صورتها دو نفر مرد و زنند « 2 » كه هر دو تاج بر سر دارند و با هم حلقهء معاهده و پيمان به دست گرفته‌اند ؛ يكى از ايشان ، پرى بر تاج زده ؛ 2 پارچه از موى بند در پشت سر آنها آويخته و باد ، آن پارچه‌ها را حركت داده ، گيسوى يكى تابيده و مفتول است و ديگرى انبوه و مجعّد . و طفلى كوچك كه سر تا گردنش محو شده و از سنگ ريزش نموده است ، در ميان آن دو پادشاه ايستاده و يك نفر هم در كنار مجلس ايستاده است ، در حالتى كه دست راست خود را بلند كرده ؛ مثل اينكه در دست او چيزى بوده و اكنون معلوم نيست و اين شخص گويا نوكر باشد ؛ و پاهاى هر چهار صورت مذكور تا زانو در زير خاك رفته كه پيدا نيست . اين مجلس هم به حسب طرّاحى و حجّارى ، بسيار بد و بىتمييز است ؛

--> ( 1 ) . به فتح كاف فارسى ، اصطلاح نقاشان است . ( 2 ) . مرد و زن كه در اين مجلس نقش شده ، در بعض سياحت‌نامهء انگريزها ديده‌ام نوشته : آن پادشاه مرد ، صورت بهرام پنجم مىنمايد و آن زن ملكه ، زن اوست و در اينجا به آن تاج‌بخشى مىكند و مىخواهد او را به جاى خود نصب كند و به اين عمل عهد و ميثاق مىنمايد ؛ اللّه - تعالى - اعلم .