محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
362
آثار عجم ( فارسى )
اردوان « 1 » بن اشغ « 2 » : 29 سال شاهى كرد ؛ 5605 سال بعد از هبوط . خسرو بن اشغ : 19 سال پادشاه بود ؛ 5628 بعد از هبوط . بلاش بن اشغ : در رى 12 سال شاهى نمود ؛ 5651 سال بعد از هبوط . گودرز بن بلاش : 40 سال شاهى نمود ؛ 5660 بعد از هبوط . نرسى « 3 » بن گودرز : 24 سال جهاندار بود ؛ 5719 سال بعد از هبوط . گودرز بن نرسى : 15 سال جهان راند . اردوان پسر نرسى : در رى شاه بود ؛ 5730 سال بعد از هبوط ، اردشير بابكان او را بكشت . همين قدر كفايت است . حال رجوع كنيم به اصل مطلب خود : [ مجلس دوم ] : از مجلس جنگ اشكانيان كه گذشتيم ، محاذى دخمهء دوم ، مجلسى است قريب به زمين ؛ ارتفاع آن ، 5 ذرع و عرضش ، 11 ذرع است . در آن ، صورت پادشاهى است سوار بر اسب ؛ در طرف دست چپ ، حربهاى دارد كه قبضهء آن را گرفته ؛ لباسش خيلى دامنهدار و پر از چين است و گردنبندى به گردن افكنده ؛ پر بزرگى بر تاج زده ؛ مويهايى انبوه و پيچيده دارد و دمبالهء موى بند از قفايش آويخته و دم اسبش مفتول است ؛ مثل اينكه آن را تابيده و به ريسمان پيچيده باشند . دو نفر رومى « 4 » كه شايد از پادشاه باشند ، در جلوش زانو بر زمين زده ، اظهار بندگى مىنمايند ؛ پادشاه ، دست راست يكى از آنها را گرفته ، كه گويا عطوفت مىكند ؛ و آن دستى را كه پادشاه در دست دارد ، مثل اين است كه در پارچهاى باشد يا اينكه دست را در آستين دزديده ، مثل صورتى كه در نقش رجب مذكور شد و در قفاى يكى از آن روميها ، پارچهاى پر از چين و شكن است خطوطى در اين عرصه هست كه محو شده و درست خوانده نمىشود . از بعض سيّاحان شنيدم كه اين مجلس ، صورت شاپور است . نقشهء آن به نمرهء 32 است . ( 4 ) [ رك توضيحات اصلاحى فرصت در ص 399 همين كتاب ]
--> ( 1 ) . اردوان پسر اشغ است و اردوان ديگر را هم بعضى نوشتهاند مثل صاحب ناسخ التّواريخ كه قبل از اردوان مذكور بوده و آن را بلاشان دانسته [ است ] ؛ اللّه اعلم . ( 2 ) . مخفى نماند اينكه اين سلسله را دو قسم نمودهاند : بعضى از آنها را اشكانيان گويند و بعضى را اشغانيان گويند ؛ سبب اين است كه اولاد اشك را اشكانيان و اولاد اشغ را اشغانيان ناميدهاند . از تتبع در تاريخ ، اين را يافتم . ( 3 ) . بعضى پسر بيژن نوشتهاند ؛ اللّه - تعالى - اعلم . ( 4 ) . دو نفر رومى را در بعضى از تاريخ انگريزى نوشتهاند : آنكه زانو بر زمين زده و خوار مىنمايد ، و الرين پادشاه روم بوده كه شاپور او را اسير آورده و آنكه شاپور دستش را گرفته سيريدس نامى است رومى كه آن را شاپور از جانب خود حاكم مىكند و به جاى و الرين مذكور مىفرستد .