محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
359
آثار عجم ( فارسى )
آن 3 قبه نهادهاند و دو گمپله از آن آويختهاند و در پشت سر هر يك از آن دو نفر كه با هم مجادله مىكنند ، دنبالهء گيسوبند آويزان است . در اين حال كه به تحرير اين مطالب مشغولم ، به خاطر رسيد كه آن شخص سيّاح انگريز [ ى ] سابق الذّكر در وقتى كه تفصيلى از نقش رستم بيان مىنمود ، ضمنا گفت كه در آنجا بر سنگ ، صورت جنگ اشكانيان را كشيدهاند . ظاهرا مراد شخص انگريز [ ى ] ، همين جنگ مذكور بود و نيز مجلسى ديگر كه بيانش خواهد آمد و بايد همچنين باشد ؛ يعنى اين صورت اشكانيان است نه صورت بهرام ساسانى ؛ زيرا كه اين مجلس جنگ ، خيلى كهنهتر از مجلس نقش رستم و غيره است و گفتيم كه نقش رستم ، صورت اردشير بابكان است و اردشير بابكان از جمله ساسانيان ؛ و طايفهء اشكانيان ، قبل از آنها بودهاند و به حدّى مجلس جنگ مذكور خراب و محو شده كه اشخاص بىتميز ، محال است كه به دقّت نظر ، كلاه آن صور را از چهره و اسب را از آدم بتوانند شناخت ؛ مگر آنهايى كه از نقاشى و طرّاحى بهرهاى داشته باشند ؛ و بعلاوه اينكه آن صور نابود و محو شده ، طرح و اسلوب و حجّارى آنها در نهايت بدى و بىتميزى است و جهتش اين است كه اشكانيان [ 211 f ] از صنايع لطيفه بكلّى بىبهره بودهاند و التفاتى به احداث ابنيهء عاليه و نقوش ممتازه نداشتهاند . هر چه صور و نقوش از آنها در عالم باقى مانده ، بر احجار خشن و بد و ضخيم و ناهموار و طرّاحى بىحركت و حجّارى غير ممتاز است ؛ بناء على هذا از برداشتن نقشهء آن مجلس جنگ ، چشم پوشيده ، اكتفا به ذكرش نموده ، گذشتيم . چون نامى از اشكانيان برده شد ، مختصرى از ظهور و نام و سلطنتشان در اينجا مرقوم مىداريم ( 2 ) . در ذكر اشكانيان « 1 » : چون اسكندر بر ممالك عجم استيلا يافت و مسلّم گرديد ، شاهزادگان كه ابناى ملوك فرس بودند ، همه را محبوس گردانيد ؛ آنگاه كه عزيمت به هندوستان داشت ، از ارسطو « 2 » ى حكيم مشورت نمود كه در حقّ شاهزادگان ايران چه حكم روا دارم ؟ حكيم فرمود : اگر ايشان را رها نمايى و مطلق العنان كنى ، دور نيست كه فتنه بر پا نموده و مملكت را متصرّف شوند و اگر خونشان را بريزى ، از رسم عدالت و انصاف
--> ( 1 ) . از آن جهت گويند كه اشك بر وزن رشك ، جدّ آنها بوده و نوشتهاند كه وى از اولاد دارا و بهمن مىبوده و بعضى هم گويند از كاوسا بوده . ( 2 ) . شرح حالش در كتاب ، مفصّل مذكور شد .