محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

353

آثار عجم ( فارسى )

پس از تماشا ، باز بوسيله طناب ، هبوطم « 1 » دادند و آن اشخاص پائين كوه حائل داشتند و محافظت از افتادنم مىنمودند و در 2 دخمه ديگر هم به همين قاعده بالا رفته و فرود آمدم ولى اين دفعه وحشتم كمتر بود و صورتهاى جلو اين دو دخمه نيز مانند دخمه اوّل بدون فرق است . تفصيل اندرون دخمه‌ها و فرقى كه با هم دارند : دخمهء اوّل كه به سمت نقش رستم است ، در آن طاق و صفّه‌اى است كه جاى 2 ميّت را در سنگ حفر نموده‌اند ؛ دخمهء دوم به همچنين ؛ دخمهء سيّم 9 حفره « 2 » دارد كه مقبرهء 9 نفر ميّت است و سنگ روى قبرهاى 3 دخمه مذكوره را نيز برداشته و و بر كنار افكنده و شكسته‌اند و در آن قبور هم مانند قبرهاى دخمهء تخت جمشيد ، پر از فضلهء حيوان و خاك و خاشاك است و در جلوى دخمهء سوّمى ، در اطراف و جوانب صورتها ، از بالا تا پائين ، خطوط بسيار نقش نموده‌اند به خطّ ميخى و حجّارى خوبى نموده‌اند . وقتى يكى از صاحب منصبان انگليس كه از اهل سياحت بود ، با هم گفتگويى در نقش رستم داشتيم . مذكور مىكرد كه دخمهء سومى در آنجا را دارا « 3 » ساخته و يكى از آن قبور كه در اندرون دخمه است [ 208 f ] ، قبر خود داراست كه از خطوطش معلوم گرديده . و نيز مىگفت دخمهء اوّل اگر چه خطّى ندارد ، ولى از قرينه و از تاريخ انگريزى معلوم است كه مقبرهء فريدون فرّخ است كه از نژاد جمشيد بوده [ است ] . زمانى كه در دخمهء اوّل بودم و تماشاى آنجا را مىنمودم ، ديدم بر روى سنگى ، به خطّ نسخ ، يكى از اهالى ايران كه اسم خود را عبد اللّه مترجم و منشى رقم كرده ، به مركّب نوشته بود كه در سنهء 1280 هجرى ، به اتّفاق يكى از صاحبان انگليس آمديم در اينجا . صاحب مذكور مرا فرمود : اين اشعار فردوسى را بر اين سنگ بنويس . نوشتم : فريدون ز كارى كه كرد ايزدى * نخست اين جهان را بشست از بدى فريدون فرّخ « 4 » فرشته نبود * ز عود و ز عنبر سرشته نبود به داد و دهش يافت اين نيكويى * تو داد و دهش كن فريدون تويى

--> ( 1 ) . به ضمتين به معنى فرود آمدن است . ( 2 ) . بالضّم ، كنده و گودال و سوراخ است . ( 3 ) . مرادش داراى پسر داراب بود . ( 4 ) . لقب فريدون بوده و وى مردى دانشمند و فرزانه و صاحب تصانيف است ؛ علم حكمت و طبّ و نجوم را به وى نسبت دهند .