محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
349
آثار عجم ( فارسى )
f ] ؛ پس آن شخص آن حقّه را برداشته ، به خانهء بيمار مىرفت و آن پشم را در گلاب فرو برده و آن گلاب را به رنجور مىداد و پارهاى در وى مىماليد و گويند شبى كه رسول خدا به معراج رفت ، خواست بنشيند ؛ كوزهء بلورى در آنجا بود ؛ پايش به كوزه برآمد ؛ كوزه بشكست . خدا دست دراز كرد و رداى او را به گرو بكشيد و گفت : كوزه باز فرست و رداى خود را بستان . و گويند شخصى پيش معاذ « 1 » رفت ؛ ديد طعام مىخورد . از او پرسيد كه خداوند را خوردنى و آشاميدنى هست ؟ گفت : بلى ؛ چنان كه شما را هست الى غير ذلك ؛ من ترّهاتهم « 2 » و مفترياتهم . گويند بناى اين مذهب در اسلام ، از يحيى بن معين و احمد بن حنبل و سفيان ثورى و داود اصفهانى و بعضى ديگر شده و آن مذهب ، سابقا در ساير فرق از قبيل يهود و غير هم بوده و هست . مؤلّف گويد : در كتاب اصول كافى است كه سهل در اين باب به خدمت حضرت امام حسن عسكرى ( ع ) عريضه كرد و آن حضرت در جواب او مرقوم فرمود : اللّه واحد احد لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ ؛ خالق و ليس بمخلوق يخلق تبارك و تعالى ما يشاء من الاجسام و غير ذلك و ليس بجسم و يصّور ما يشاء و ليس بصورة جلّ ثناءه و تقدّست اسماءه ان يكون له شبه هو ؛ لا غيره ليس كمثله شىء و هو السّميع البصير « 3 » . خلاصه : چون اردشير معتقد دين زردشت بوده و زردشت هم مجسّمه نبوده ، لهذا احتمال مىتوان داد كه مرادش از كلمهء اورمزد ، خدا نباشد ؛ زيرا كه به غير از اينكه سابقا گفتيم اين كلمه به معنى خدا هست ، نيز به معنى ستارهء مشترى و نام ملكى هم آمده ؛ شايد مرادش يكى از اين دو باشد ؛ اللّه تعالى هو العالم بحقايق الامور . به هر صورت نقشهء آن مجلس را برداشتم در ورقهء به نمرهء 30 . [ 205 f ] از نقش رستم كه مىگذرند به مقدار چند قدمى ، در همان كوه ، به مسطّحهاى ديگر ، چند نفر صورت نقش بر سنگ است . فاصلهء آن مسطّحه تا به زمين ، متجاوز از دو ذرع است . صورت پادشاهى است پياده در ميان ، كه گويا مىخواهد از درگاهى بيرون بيايد . بر كلاه
--> ( 1 ) . بالفتح ، يكى از جمله عامّه است . ( 2 ) . به ضمّ اوّل و راء مشدّده ، جمع ترّهه است كه به معنى باطل و سخن بيفايده باشد . ( 3 ) . خدا يك است و يكتاست ؛ نزائيده است و زائيده نشده است ؛ و نبوده است از براى او مثل و مانند هيچكس ، آفريننده است و آفريده نشده است ؛ مىآفريند آنچه را كه بخواهد از جسمها و غير آن و خود جسم نيست ؛ بزرگ است مدح او و پاكيزه است نامهاى او از اينكه براى او مانندى باشد ؛ آن خدا نه غير آن خداى نيست مانند او چيزى ؛ اوست شنوا و بينا .