محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

346

آثار عجم ( فارسى )

بسيار جاها در اين كتاب ، بيان آن رشته و پارچه شده و مكرّرا صورتش ساخته گرديده ، در حالتى كه باد آنها را حركت مىدهد و در جايى هم گفته‌ايم كه بايد آن رشته ، وصل به كلاه باشد [ 202 f ] ؛ و ليكن آنچه الحال به خاطر رسيد ، اين است كه آن پارچه و رشته‌ها ، موى بند باشد ؛ زيرا كه گيسوان اكثر سلاطين عجم ، انبوه بوده و آن را دو دسته كرده ، بر دو شانه مىافكنده‌اند و بسا مجعّد مىساخته‌اند و به واسطهء انبوهى ، محتاج به موى بند مىشده‌اند و موى بند ، پارچهء پهنى بوده كه به سر بسته و از عقب ، گره مىزده‌اند ؛ تا چون حركت نمايند يا اسب بدوانند ، مويشان آشفته و درهم نشود و آن موى بند ، دمباله‌اى داشته و از پشت سر افكنده مىشده [ است ] .