محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
303
آثار عجم ( فارسى )
[ عمارات صد ستون : ] ديگر از جمله عمارات در تخت جمشيد ، عمارت صد ستون است و اين از جمله عمارات معتبرهء آنجا بوده [ و ] مىتوان گفت كه بناى آن ، از تمام بناهاى آنجا معظمتر و غريبتر است و اين آثار در سمت شمال شرقى عرصهگاه تخت جمشيد است و اين عمارت در نقشهء 16 آنجاست كه نوشتهايم « صد ستون » ؛ و در اين عمارت ، خطّى ديده نشد ؛ وضع آن عمارت ، مربّع است ؛ هر يك از عرض و طولش قريب به 80 ذرع است و در فضاى آن ايوان ، 100 ستون بوده ، همه از سنگهاى سياه بسيار صاف و برّاق و تمام آنها بر زمين افتاده ؛ ولى پايهء آنها بر زمين نصب است و مرتّبا آشكارند ؛ كه مىتوان آنها را به شمار درآورد . تا دوازده سال قبل از اين « 1 » ، ساق ستونها در زير خاك مختفى بوده ؛ مرحمت پناه ، شاهزاده معتمد الدّوله فرهاد ميرزا - طاب ثراه آنجا رفته ، فرمود تا خاك را از روى ساق ستونها بردارند و آنها را نمايش دادند . بالجمله ، سقف آن عمارت ، از ميان رفته و بىسقف است و در چهار سمت ايوان ، 2 در داشته ؛ سمت شرقى و غربى آن ، درهايش كوچكتر است ولى دو درب سمت جنوبى و شمالى ، بسيار گشاده و وسيع است و در هر يك از 2 درب شرقى و غربى ، صورت پادشاهى است كه با حيوان عجيبى جنگ مىكند ؛ اين صورت جنگ پادشاه با حيوان ، مثل همان صورتى است كه ذكرش را در عمارت دارا نموديم ؛ كه گفتيم پادشاهى ، شكم حيوانى را پاره مىكند . تفصيل شكل آن حيوان : جانورى است مهيب و معدوم الخلقه « 2 » كه وجود خارجى ندارد و گوشهاى آن بزرگ ؛ يك شاخ در پيشانى [ 173 f ] آن است ؛ دستهايش چون دست شير و پاهايش چون پاى عقاب « 3 » چنگال دارد و آن حيوان ذو جناحين « 4 » است ؛ يعنى بر كتف آن ، مانند طاير ، پرهاست و كفلش منتهى مىشود به دمى مانند دم عقرب . پادشاهى با دستى ، شاخ آن را گرفته و با دستى ، خنجر به شكم آن فرو برده و اين تمثال ، در اكثر از عمارات تخت جمشيد ، نقش شده
--> ( 1 ) . يعنى در زمان حكومت و حكمرانى آن مرحوم در فارس . ( 2 ) . مثل عنقا كه به فارسى آن را سيمرغ خوانند ؛ كه گاهى حيوانى بدان شكل ديده نشده ؛ ولى خداوند ، قادر بر خلقت هر نوع از حيوانات است . بسا كه حيوانى كه اوصافش مذكور شد ، وجود هم داشته و در آن عهد و عصر بوده ؛ اللّه - تعالى - اعلم . ( 3 ) . بالضمّ ، مرغ شكارى معروف است . ( 4 ) . به فتح اوّل ، بال مرغ است ؛ و جناحين ، تثنيهء آن است .