محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

276

آثار عجم ( فارسى )

سپرى از پهلوى خود آويخته‌اند و بعضى در دست ، حربه‌اى دارند ، مثل مطرقه « 1 » و بعضى به هر دو دست ، چندين نيزه را مجتمعا گرفته ؛ همچنين صور اهل حرفه و صنعت و دهاقين « 2 » را نيز نقش نموده‌اند ؛ بعضى افسار اسبى را به دست گرفته و آورده ، مثل اينكه رايض « 3 » باش [ ن ] د ؛ بعض ديگر ، مهار شترى را مىكش [ ن ] د و بعضى الاغ و بعضى گاو مىرانند ؛ بعضى ترازو به دوش مىكش [ ن ] د و از عقبش ، شخص ديگر سنگ ترازو بر روى دو دست گرفته ، مثل اينكه بخواهند چيزى را بكشند ؛ و صورت كالسكه نيز در آنجا منقوش است كه آن را [ 164 f ] به 2 اسب بسته‌اند و مىكشند و بعضى را در اسكن نقشهء برجسته بر بدنهء پلكان

--> ( 1 ) . به كسر اوّل ، اسم آلت است كه در فرس ، خايسك به كسر ثالث و سكون چهارم نام دارد كه چكش معروف است . ( 2 ) . جمع دهقان است و دهقان معرّب دهگان و آن مركّب است از « ده » كه به معنى قريه است و « گان » كه كلمهء نسبت است ؛ يعنى كسى كه صاحب و فرمانرواى ده باشد . ( 3 ) . چابك سوار و كسى كه اسبان را تعليم دهد ؛ و رايض از روض است يعنى اجوف واوى .