محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
273
آثار عجم ( فارسى )
فصل [ 3 ] پيش از اين وعده نموديم كه هر عمارتى را كه پادشاهى ساخته و نامش منقوش بر سنگى باشد كه در آن عمارت نصب بود ، پس از ذكر آن عمارت به ذيل آن ، ترجمهء خطّوط آنجا را مرقوم داريم و مخفى نيست كه پيش از اين در نقشهء نمرهء 16 « 1 » ، علامتى از حروف تهّجى گذاردهايم يا صريحا نامى نوشتهايم ؛ براى اينكه در هر عمارتى كه خطّى باشد و ترجمهء آن خطّ را بنمائيم ، اشاره كنيم كه اين مطلب در فلان عمارت است كه در نقشهء مذكوره ، فلان علامت را دارد يا فلان نام بر آن نوشته شده . اينك مىگوئيم كه بالاى سر آن چهار حيوان - كه ذكرش گذشت و شكل آنها در نقشه نموده آمد و در نقشهء شانزدهم ، دروازه نوشته شده ، - الواحى است كه خطوطى بر آنها نقش است و مطالب منقوشهء آن الواح ، همه به اين يك مضمون است : ترجمهء خطوط بالاى سر حيوانات دروازه : خداى بزرگ است اورمزد ؛ اين ولايات كه منتهى مىشود به آسمان « 2 » و مردمان هنرمند دارد ، به من - گشتاسپ - عطا فرموده و مرا به آنها حاكم نموده . منم گشتاسب ، پادشاه بزرگ و شاهنشاه و شاه ولايات دور و شاه ولايات معمور و بزرگ كه پيش از اين متعلّق بود به دارا پسر هخمنسينا « 3 » . مىگويد گشتاسپ ، پادشاه بزرگ ، كه از قدرت اورمزد ، اين دروازه را جهت مملكت خود
--> ( 1 ) . نقشهاى است كه به طريق هندسه ، عرصهء تخت جمشيد مساحت شده و عرض و طولش معلوم گرديده ؛ و اوّل نقشه ، از نقشههاى تخت جمشيد است . ( 2 ) . كنايه از اين است كه بناهاى آن خيلى مرتفع و بلند است . ( 3 ) . تشكيل اين لفظ را در متن كتاب ، پيش از اين مذكور داشتيم با معنى آن .