محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

266

آثار عجم ( فارسى )

دور از پله‌اند ، تنهء آنها نيز چون تنهء گاو است ولى مثل مرغ ، پر دارند و صورتشان چون صورت انسان ، با ريش ؛ و كلاه بر سر آنهاست ؛ خيلى مايهء حيرت است ؛ و بالاى سر هر يك از آن 4 حيوان ، سه لوح از سنگ است كه روى هر يك ، 20 سطر به خطّ ميخى نوشته‌اند ؛ ولى به 3 شيوه خطّ نوشته شده و ما نمىدانيم كه اين اشكال غريبه و عجيبه براى چه است و كنايه از چه چيز است . ديده‌ام بعضى از اهل يوروپ ، اين شكل حيوانات در تخت جمشيد را « سفنكس « 1 » : Sphinx » ناميده [ اند ] كه ترجمهء آن به عربى ، « ابو الهول » « 2 » است و گويند آنها وجود خارجى ندارند ؛ فقط از براى تماشا ساخته‌اند ؛ مثل اينكه در اين زمان ، اكثر ديده مىشود كه زير تخت سلاطين ، صورت شير و ببر مىسازند كه تا شأن و شوكت سلطان را نمايند و هم اسباب تماشايى باشد و همچنين بر بالاى سر درگاه ، عمارات عاليه ديده مىشود كه صور عجيبه ، مثل صورت سيمرغ كه وجودش در خارج نيست يا اينكه بر بالاى سر در گرمابه‌ها ، صورت ديو و غيره را نقش مىنمايند ؛ پس آن حيوانات شايد از اين قبيل باشند ؛ العلم عند اللّه - تبارك و تعالى - بالجمله نقشهء هر چهارپايه را با 2 ستون كه بر پاست ، در ورقه‌اى برداشتم به نمرهء 19 .

--> به اصطلاح نقّاشان ، شاخ و برگى است كه مىكشند و آن را پيچ و خم مىنامند ؛ مثل اين شكل : اسكن اسكن انواع ستونهاى تخت جمشيد نقاشى هرتسفلد ( 1 ) . به سكون حرف اول كه سين مهمله است و كسر فاء و نون و كاف تازى و سين مهمله ، هر سه 3 ساكن ؛ و اينكه گفتيم به سكون حرف اول ، در زبان انگريزى و فرانسوى ابتدا به ساكن مىنمايند و مثل كلمات عربى كه ابتدا به ساكن محال است ، در انگريزى محال نيست و فقير هم مىتوانم چنين تلفظ كنم . ( 2 ) . اشكالى را گويند كه به ديدنش ، مردم را ترس و بيم حاصل گردد .