محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
262
آثار عجم ( فارسى )
سدّهها ، سنگهاى بسيار بزرگ بر روى هم گذارده ، سدّه بستهاند و گفتيم كه هر سنگى ، به مقدار 2 ذرع بيشتر و كمتر از حيث عرض و طول است . و در سمت جلوى تخت [ جمشيد ] كه رو به جنوب غربى است ، پلكان عظيم است كه بالا مىروند . وضع پلهها از اين قرار است : 2 رسته پله در 2 جا ساختهاند كه تا از هر كدام بخواهند ، بالا روند : يك رسته در طرف راست و يك رسته در طرف دست چپ . پائين و 2 رسته پلّهها كه به زمين مىرسد ، نزديك به همند كه چون شخص خواهد بالا رود ، مخيّر است ؛ از هر طرف كه قصد بالا كند ، مىتواند . عرض « 1 » هر يك از پلهها ، يك چارك ( 4 / 1 ) است و ارتفاع هر كدام ، يك گره و عدد پلهها ، هر طرفى قريب به 60 پله است و در انتهاى اين 2 رسته پلهها كه در 2 طرف واقع شدهاند ، 2 فضاى مسطّح مىباشد و از آن 2 فضا ، باز از هر دو طرف ، 2 رسته پلهء ديگر است كه از آنجا شروع مىشود به رفتن بالا و اين پلههاى ثانى ، بر ضدّ پلههاى اوّل مىپيچد . عرض و ارتفاع اين پلّهها نيز مثل پلّههاى اوّل است ، امّا در عدد كمترند ؛ يعنى هر رسته ، قريب به 50 پله است و اين پلههاى ثانى و پلههاى اول ، به سبب كوتاهى ارتفاع به طورى است كه شخص چون خواهد صعود « 2 » كند ، محتاج به اينكه زانو را خم نمايد ، نيست ؛ بلكه از پائين به بالا و از بالا به پائين مىتواند به دويدن ، رفت و آمد كند و سوار هم به سهولت بالا مىرود و پائين مىآيد ؛ و پلههاى مذكوره ، تمام از سنگ سياه است ؛ [ به ] وصفى آنها را تراشيدهاند كه 7 رسته پله يا 8 رسته ، بعض جاها 10 پله از يك پارچه سنگ است و صورت پلهها اگر چه در نقشهء گذشته نموده شد ، ولى به جهت وضوح ، باز نقشهاى كه درست وضع پلهها نمايش داشته باشد ، بزرگتر ، كشيدم در ورقهاى به نمرهء 18 . [ عمارات تخت جمشيد ] : [ 159 f ] چون از پلههاى مذكورهء تخت بالا مىروند ، مىرسند به آن ميدانگاه و دكّهء وسيع كه چندين قصر و ايوان بر روى آن است . اين مطلب مخفى نماند كه عمارات عرصهگاه تخت جمشيد ، بناى يك پادشاه و كار يك نفر نيست . فقير وقتى در يكى از كتب تاريخ انگليسى ديدم نوشته بود كه « مىنمايد كيان « 3 » و اشكانيان « 4 » و ساسانيان « 5 » ، در آنجا عمارت
--> ( 1 ) . هر يك از آن كه مىگوئيم ، مراد ما از آن ، عرضى است كه قدم بر آن مىگذارند و بالا مىروند ؛ و مراد ، گشادگى پلهها نيست . ( 2 ) . به ضمّ اول ، بالا رفتن است . ( 3 ) . طبقهء دوم از سلاطين عجمند مثل كيقباد ، كيكاوس و كيخسرو و كىلهراسب و غير ذلك ؛ و طبقهء اوّل را پيشداديان مىنامند . ( 4 ) . طبقهء دوم از سلاطين فرسند مثل اشك پسر دارا ، بقولى و شاپور اوّل و بهرام اوّل و هرمز و غير ذلك . ( 5 ) . طبقهء چهارم از سلاطين عجمند مثل اردشير بابكان و غير ذلك ؛ كه در كتب تاريخ مسطور است .