محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

255

آثار عجم ( فارسى )

يونانى ، علامتى دارند از براى ضمّه در خطّ بزرگ ، به اين شكل : « O » و در خطّ كوچك ، به اين شكل « o » ؛ و علامتى دارند براى كسره در خط بزرگ به اين صورت : « E » « 1 » و در خطّ كوچك به اين صورت « e » . نيز پوشيده نماند كه در بعض از كتب كه حروف تهجّى خطّ قديمه را جمع نموده و مسطور داشته‌اند ، از جمله خطّ يونانى است و آنچه مرقوم نموده‌اند ، هيچ شباهتى به آنچه كه ما در اينجا رقم كرديم ، ندارد و همانجا به خيال خود چيزى نوشته‌اند و گواه بر صدق مدّعاى ما ، احجار در امكنهء متعدّده است كه آن خطوط بر آن منقوش است . تنبيه : محجوب نماند كه وضع نوشتن خطّ ميخى - كه سابقا مرقوم آمد - همچنين خطّ يونانى - كه نيز مسطور گرديد - از طرف يسار است به سمت يمين ؛ يعنى شروع در نوشتن كه مىنموده‌اند ، از طرف دست چپ بوده تا به طرف دست راست ؛ مثل خطّ انگريزى و فرانسه كه چنين است ؛ امّا خطّ پهلوى چنين نبوده ؛ بلكه مثل خطّ عربى و فارسى خودمان ، از طرف راست به سمت چپ ، سطور را مىنوشته‌اند . تنبيه : « پهلوى » به فتح لام ، منسوب است به « پهلو » « 2 » كه به معنى شهر باشد ؛ پس آنچه به شهرستان تكلّم مىكرده‌اند ، آن را پهلوى و پهلوانى و شهرى نيز ناميده‌اند و زبانى كه در روستا و كوهستان و درّه متكلّم بوده‌اند ، آن را « درى » مىخوانده‌اند ؛ زيرا كه منسوب به « دره » است ؛ مثل كبك درى . [ 152 f ] تنبيه : مطلبى ديگر است كه ذكر آن واجب و لازم است ؛ اگر چه از اظهارش انديشه مىنمايم كه مردمان بىخرد و اشخاص بىاطّلاع و خبر ، هدف تير ملامتم سازند و به طعن و طنزم « 3 » دهان گشايند ؛ ولى اهل تاريخ و خبر را البتّه صدق اين مطلب ظاهر خواهد بود .

--> ( 1 ) . اين علامت كه براى كسره است ، از اتفاقات در خطّ انگريزى هم علامت كسرهء حرفى است به همين شكل و صورت . ( 2 ) . به فتح لام كه عموما به معنى شهر است ؛ بسيار استعمال كرده‌اند شعرا ؛ از جمله فردوسى فرموده : « ز پهلو برون رفت كاووس شاه » و در بعض كتب ديده‌ام كه « پهلو » نام شهر اصفهان و رى و نهاوند بوده ، خصوصا ؛ زيرا كه آنها را در قديم شهر دانستند و جاهاى ديگر را شهر نمىدانستند و زبان اهالى اسكن اصفهان ، رى و نهاوند را در آن زمان ، پهلوى مىناميده‌اند و در نسخهء ديگر يافتم كه سابقا زبان اهل بلخ و بخارا ، پهلوى بوده و زبان اهل همدان و رى و غير هما ، درى ؛ الله اعلم . ( 3 ) . در اينجا به معنى سخريّه و طعنه است .