محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

238

آثار عجم ( فارسى )

تخت جمشيد به آن زبان است . ) در اثناى اينكه مشغول تحصيل زبانهاى مذكوره بود ، در ملك يونان اوراقى از پوست به دست وى آمد كه بر آنها خطوط ميخى رسم بوده و در زير هر سطرى ، به خطّ پهلوى آن را ترجمه كرده بودند و آن اوراق بسيار كهنه و مندرس گشته ؛ اسپيگل ، از آن اوراق به مدد ترجمه‌اى كه به پهلوى داشته ، حروف تهجى خط ميخى را دريافت مىنمايد و به يارى زبانهايى كه با زبان آريا هم شاخه بودند ، از مفردات و مركبّات آن آگاهى يافته ، رفته رفته [ 145 f ] ، در خواندن خط ميخى مسلّط گرديده ، پس به فارس مىآيد و رجوع به خطوط منقوشه بر احجار مىنمايد و خطهاى تخت جمشيد و غيره 55 را ترجمه نموده ، به وطن خود مراجعت مىكند و آن ترجمه‌ها را در كتابى مدوّن مىسازد . اسپيگل در آن كتاب مىگويد كه خطوط تخت جمشيد اگر چه از يك پادشاه نيست ، بلكه از سلاطين متعدده است كه ميانشان زمانها فاصله بوده ؛ و ليكن اصل همهء آن خطوط يكى است ؛ 20 حروف است كه هر حرفى مشتمل است بر چند خط به صورت ميخ ؛ مثلا الف مشتمل بر چهار ميخ است و باء مشتمل بر 3 ميخ و هكذا بعضى بيشتر و بعضى كمتر ؛ چنانچه از رقم آن معلوم خواهد بود ؛ الّا اينكه در زمان هر پادشاهى ، فى الجمله تغييرى در آن خطوط پيدا شده و به سه شيوه گرديده و كسى كه يك رقم آن را بتواند بخواند ، دو رقم ديگر را نيز مىتواند بخواند . مؤلّف گويد : مثل خط نسخ و نستعليق است در عجمى ؛ و اسپيگل حكيم ، يكى از ( 44 ) . به كسر حرف اوّل و سيّم و پنجم و هفتم و هشتم . ( 45 ) . به كسر اوّل و سكون دوم و سيّم و حرف چهارم لام ، بعد الف و نون - هر دو - ساكن و دال مكسوره و ياء در آخر . ( 46 ) . به ضمّ اوّل و سكون ثانى و ثالث و به كسر واو كه حرف چهارم است و ياء ساكنه و فتح زاء سه نقطه و نون در آخر . ( 47 ) . به ضمّ سين مهمله و كسر واو و سكون ياء و دال مهملهء مكسوره و ياء ساكنه و شين در آخر نيز ساكن . ( 48 ) . به دال و الف و نون مكسوره و ياء و ميم و الف و راء مهملهء ساكنه و كسر كاف عربى و ياء در آخر . ( 49 ) . آن را آلمانى هم نامند . ( 50 ) . و اطريشى نيز گفته‌اند ؛ اين زبان نمسه است . ( 51 ) . معروف است . ( 52 ) . به فتح حرف سيّم و سكون چهارم و كسر پنجم و در آخر ياء . ( 53 ) . به فتح اوّل و دوم و سيّم و سكون چهارم و پنجم كه كاف عربى باشد . ( 54 ) . به فتح سين مهمله و سكون كاف عربى ، به ضمّ سين مهمله ، ايضا سكون نون در آخر است . ( 55 ) . مراد نقش رستم و نقش رجب و مشهد امّ النبى است ؛ كه ذكر آنها در اين كتاب مرقوم خواهد شد .