محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

230

آثار عجم ( فارسى )

مىداشتم از اينكه ترجمهء آن خطوط را نمىدانستم و از اصطلاح آن خط بىخبر بودم . پس از مراجعت از سفر ، روز و شب نهايت جدّ و جهد را مرعى مىداشتم كه شايد از اصطلاح آن خط ، بهره‌اى يابم تا ترجمهء آن را بدست آرم ؛ قضا را يكى از اهالى ايطاليا « 1 » بعنوان تجارت در شيراز آمده ، چندى رحل اقامت افكند ؛ به توسّط عزيزى ، ربقهء مودّتش با فقير محكم گرديد . روزى در كتابخانه‌اش بودم و سير كتبى كه بعضى به انگريزى و برخى به فرانسوى و پاره‌اى به خطوط ديگر بود ، مىنمودم [ 138 f ] ؛ تا اينكه به كتابى رسيدم كه در آن ، خطوطى رسم بود كه در تخت جمشيد ديده بودم ؛ يعنى خطّ ميخى مذكور . چون معلوم نمودم ، آن كتاب در ترجمهء خطوط تخت جمشيد و غيره بود و ذكر اصطلاح آن خط كه ترجمه‌اش را به زبان ايطاليا [ يي ] كرده بودند ، آن شخص ايطاليايى خود نيز از آن علم خبر داشت ، از شدّت شوق و شعفى كه روى داد ، از جاى جسته ، در دامنش آويختم و خواهش آموختن و شناختن آن خط را نمودم . از روى مهربانى ، انگشت قبول به ديده نهاد ( 2 ) ؛ مدّت 20 روز ، على التوالى ، همه روزه سه 3 ساعت از روز را در منزل وى رفته ، فى الجمله اصطلاحى از آن خط آموختم و قدرى از آن ترجمه‌ها اندوختم . تنبيه ؛ در بيان اينكه چگونه خطّ مسمّى به ميخى را دريافت نموده‌اند : در كتابى كه در تنبيه قبل مذكور گرديد ، نوشته بود به خطّ ايطاليايى مطالبى كه ترجمه‌اش اين است ( 3 ) : اولا بايد دانست كه بسيار از زبانهاست كه به منزلهء اولادند براى يك زبانى كه به منزلهء پدر است ؛ يا مثل شاخه‌ها كه از يك تنهء درخت برويند و هر شاخه به يك شكل باشد ؛ اگر چه همه از يك كنده ، رسته باشند ؛ تفصيل اين اجمال : غير از زبان چينى و سريانى « 2 » و عبرى « 3 » و عربى ، باقى زبانهاى اهل عالم ، همه در اصل يك زبان بوده [ اند ] ؛ امّا زبان چينى از قديم الايّام بوده ؛ همچنين زبان برمى « 4 » و زبان تبتّى ؛ كه آنها نيز شعبه‌اى از زبان چينىاند و ما نمىدانيم كه اصل آن از كجا بوده ، همچنين

--> اسم از مستحدثات است . صورت آن را بعد از اين مرقوم خواهيم داشت . ( 1 ) . معرّب ايتالياست و آن را باغ اروپا گويند ؛ زيرا كه هوايش در نهايت اعتدال است ؛ در جانب شمال و شمال شرقى و شمال غربى محدود به جبال الپس [ الپ ] است كه جدا مىسازد آن را از جرمن و سويس و فرانسه و در ساير جوانب ، محدود است به دريا . ( 2 ) . منسوب است به اراضى سوريه ؛ كه بلاد شام باشد . ( 3 ) . به كسر اوّل ؛ و عبرانى ، زبان اهل كنعان است و لغت جهودان . ( 4 ) . به فتح اوّل و سكون ثانى .