محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
215
آثار عجم ( فارسى )
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم [ 130 F ] امّا بعد ، « 1 » به تاريخ شهر ربيع الاوّل سنهء 1311 هجرى كه كوكب فروزان دولت و اقبال حضرت اجلّ اكرم اعظم ، صاحب اختيار فارس ، از افق عزّت و ابهّت ، « 2 » ساطع و لامع بود ، اين اقلّ سادات ، فرصت شيرازى ، بر حسب فرمان قضا توأمان بندگانش ، از دار العلم شيراز حركت نموده ، براى امكنهاى كه مأمور بودم به برداشتن نقشهء آنها . از دروازهء اصفهان « 3 » كه در سمت شمال شرقى شيراز واقع است ، بيرون رفته ، از « تنگ اللّه اكبر « 4 » » به مقدار 2 فرسنگ گذشته ، به باجگاه رسيدم . باجگاه : كاروانسرايى است بسيار بزرگ ، از بناهاى سلاطين صفويّه . در زمان سلطنت و جهانبانى خاقان مغفور ، فتح على شاه قاجار - نوّر اللّه مضجعه - ولد ارجمندش ، مرحوم حسين على ميرزا - فرمانفرماى مملكت فارس - آن سراى خراب را مرمّت درستى نموده ، به نقد باز روى به ويرانى نهاده ، در عمارتش تقصير مىكنند . در چنين مكانى كه به هر شب و روزى اقّلا
--> ( 1 ) . گويند در اصل « مهما يكن من شى بعد الحمد و الصلاة » بوده ؛ كلمهء « اما » را در موضع اسم و فعلى كه « مهما » و « يكن » باشد ، گذاردهاند و مضاف اليه را هم حذف نمودهاند و كلمهء « امّا بعد » را هم « فصل الخطاب » نامند . ( 2 ) . به ضمّ اول و تشديد باء موحّدهء مفتوحه و فتح هاء ، به معنى بزرگى و عظمت است . ( 3 ) . دروازهء اصفهان را سابقا دروازهء استخر مىگفتهاند . ( 4 ) . طاقى است به مقدار دو سه ميدان دور از شهر ، ميان دو كوه كه از زير آن ، ذهاب و اياب مردم مىشود و بر بالاى آن ، در اطاقى ، قرآن بزرگى نهاده ، آن را قرآن هفده من مىنامند و چشمهء ركناباد در آن حوالى جارى است .