محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

195

آثار عجم ( فارسى )

داشته ، هر گاه پادشاهى را به پادشاه ديگر ، مصالحهء دولتى بوده ، يا اينكه كسى به پيغمبر و موبدى ايمان مىآورده ، با هم حلقهء مذكور را به دست مىگرفتند كه آن علامت صلح يا ايمان باشد . زمانى كه در مكان مذكور ، بر كنار رودخانهء تنگاب نشسته بودم ، چند نفر از روضه‌خوانهاى « 1 » فيروزآباد كه رفيق راه شده [ بودند ] ، ايشان نيز پياده گرديده ، درنگى نمودند . يكى از آنها پرسيد كه گرفتن دو پادشاه حلقه‌اى را با هم ، چه علامت است ؟ كيفيّت معاهده را بيان نمودم . بسيار خنديد و گفت : صدق اين مطلب وقتى معلوم گردد كه فردوسى در اشعار شاهنامه ، اشعارى به آن كرده باشد ؛ چنانچه راست مىگويى ، شعرى از او بخوان ، بدون فكر . بديهة اين دو بيت بر زبانم جارى شد : رباعى گويند به گاه پادشاهان عجم * در دست گرفتند يكى حلقه بهم يعنى كه چو حلقه جمع مىبايد بود * با هم همه متّحد ز سر تا به قدم « 2 » با اينكه اين بحر ، قسمتى از هزج « 3 » است و اشعار شاهنامه بحر تقارب « 4 » ، ملتفت نشده ، فردوسى را ستود . بالجمله ، ارتفاع عرصه‌اى كه صورتها بر آن منقوش است ، از سه ذرع متجاوز است - يعنى از علامت « ع » تا « ع » ديگر - و عرض آن 5 ذرع است ؛ از علامت « ض » تا « ض » ديگر كه در نقشه مرقوم افتاده [ است ] . و در آن حوالى ، پلى بوده است كه الحال به سبب لطمهء آب رودخانه منهدم گرديده و قطعه‌اى از آن ، بر كنار رودخانه افتاده ، معلوم است كه پل مذكور و صورتها ، قبل از

--> ( 1 ) . روضه‌خوان كسى را گويند كه كتاب روضة الشّهدا بر منبر مىخواند . در اين لغت بعضى خواسته‌اند دست و پايى كنند ؛ لغتى در « روزه » كه حرف سيّم زاء معجمه است پيدا نموده ، به تكلّفى آن را معنى كرده ، روزه‌خوان نويسند و حال اينكه على التّحقيق ، كتابى كه در مقتل نوشته شد ، روضة الشّهدا بود ؛ ذاكرين آن را مىخواندند ؛ لهذا آنها را روضه‌خوان گفتند . تا كنون هم به همين اسم معروفند . ( 2 ) . در امثال عرب است كه هم كالحلقه المفرغة يعنى ايشان مثل حلقهء ريخته شده‌اند ؛ يعنى با هم متّفقند و مخالفت ندارند . ( 3 ) . اين بحر متجاوز از سى قسم است و تفصيلش در علم عروض است و اوزان رباعى را هم از همين بحر هزج ، اختراع كرده‌اند و براى آن اوزان ، دو شجره قرار داده : يكى را اخرب ، يكى را اخرم نامند . ( 4 ) . پيش از اين مذكور شد .