محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
192
آثار عجم ( فارسى )
رودخانه نمودم ؛ بالجمله ، از جلگهء [ 120 f ] فيروزآباد مىروند به جانب تنگاب مذكور ، هنوز داخل تنگ نشده ، طرف دست چپ كوهى است مرتفع . بر بالاى آن كوه ، محوّطهء بسيار كوچكى است كه آنجا مىتوان گردش نمود . در بدنهء آن كوه ، قدرى از كوه را تراشيده ، صاف و هموار نمودهاند و چند صورت در آن مسطّحه ، منقوش نموده و بر سنگ حجّارى كردهاند ؛ ولى آنقدر خراب و نابود شده است كه هر كس آن اشكال را ببيند ، به اوضاعش ره نيابد ؛ مگر آنكه از فنون صورتگرى با اطّلاع باشد . غرض ؛ مسطّحهاى كه صورتها بر آن است ، ارتفاعش 6 ذرع و عرض آن 12 ذرع است . تفصيل صورتها : در آن عرصه ، 6 نفر آدم است ؛ صورت دوم كه عدد ( 2 ) در نقشه بر آن نهاده شده ، پادشاهى است سوار بر اسب و زره در بر ؛ و نيزه در دست دارد و آن نيزه را زده است به صورت اوّل ( 1 ) كه آن هم سوار بر اسب مىباشد ؛ ولى اسبش از طعن « 1 » نيزه به سر درآمده و پاهايش به هوا رفته و راكبش نيز سرنگون شده . امّا صورت سيّم ( 3 ) و صورت چهارم ( 4 ) نيز به حالت صورت اوّل و دوم است ، به همان وضع و طعن ؛ الّا اينكه فى الجمله تغييرى در لباس و اسب آنهاست ؛ بعلاوه صورت چهارم ، تركشى « 2 » از طرف راست خود آويخته كه تير در آن است . امّا صورت ششم ( 6 ) : شخصى است نيز سوار بر اسب كه دست چپ خود را در گردن صورت پنجم ( 5 ) در انداخته و با دست راست ، كمر آن را گرفته ، مثل اينكه دستگيرش نموده و او را مىبرد و بر اعضاى اسبها ، بعض از علامات است ؛ گويا آن ، برگستوان « 3 » باشد كه به آنها پوشانيدهاند و در پشت سرين اسبها ، دو شاخهاى است كه ميلى در وسط آن است ؛ ظاهرا اين قفل و بند برگستوان باشد و در پايين كوه ، رودخانهء تنگاب مىگذرد . نقشهء آن صورتها و رودخانه را برداشتم به نمرهء 13 .
--> ( 1 ) . به فتح اوّل ، زدن به نيزه است و تخصيص آن جز به نيزه نيست ؛ چنانچه « ضرب » ، مخصوص به شمشير است . ( 2 ) . بر وزن سركش ، به معنى تيردان است و آن مخفف تيركش مىباشد . ( 3 ) . به فتح اوّل و سكون ثانى و ضمّ ثالث كه كاف عجمى است ؛ پوششى بوده كه روز جنگ ، بر اسب يا بر تن خود مىپوشيدهاند ، براى حفظ ؛ و آن را برگستان نيز گويند .