محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

184

آثار عجم ( فارسى )

در ميان آن سنگها ، هنگام بنّايى ، به جاى ملاط « 1 » ، سرب به كار برده‌اند ، جهت استحكام ؛ و وضع عمارت ، مربّع بوده و چهار پايه داشته كه سقف آن بر 4 پايه نهاده بوده ؛ الحال ، اركان چهار گانهء عمارت ، در آن عرصه معلوم است . در نقشه ، آنجا كه علامت « ر » نهاده شده است ، اركان مذكوره است و قريب به آن عمارت ، حوضى بوده و اطراف و بدنهء حوض را كه ساروج « 2 » كرده بوده‌اند ، هنوز آثار آن باقى است و پاره‌اى از بدنهء آن حوض ، يكپارچه بر زمين افتاده ؛ در نقشه آنجا كه علامت « ح » است ، بدنهء حوض مذكور است و آنجاها كه علامت « ى » است ، آثار حصار ديوار قلعهء آن است . مخفى نماناد كه اين بنيان و عمارات را سابقا - يعنى در زمان اردشير - « تربال » « 3 » مىناميده‌اند و معنى آن ايوان است و منار مذكور را « ستون ايران » مىخوانده‌اند . بر سنگى اين دو بيت را نوشتم : الم تسأل الرّبع الّقواء فينطق * و هل يخبرنّك اليوم بيداء سملق اضرّت بها النكباء يوما و ليلة * و نفخ الصّبا و الوابل المتعثّق « 4 » نقشهء آن منار و عمارت مخروبه را برداشتم ، در ورقه‌اى به نمرهء [ 11 ] . [ آتشكدهء فيروزآباد ] : [ 115 f ] از جمله آثار غربيهء فيروزآباد ، آتشكدهء آنجاست كه آن را « آتشكدهء اعظم » نامند ؛ زيرا كه در فارس ، آتشكده‌اى بزرگتر از آن نيست . گويند آن را نيز اردشير بابكان ، بنا نهاده و آن ، در سمت شمال قصبهء حاليه واقع است ، به مسافت يك فرسنگ دور از آن ، تقريبا .

--> ( 1 ) . بر وزن كتاب ، گلى باشد كه به آن ، آجر يا خشت يا سنگ را وصل كنند و بر هم نهند . ( 2 ) . معرّب « چارو » ست كه خاكستر و آهك كوفته باشد ؛ و معروف است . ( 3 ) . به كسر اول ، به معنى منار و بناى بلند عالى است و در عربى ، « طربال » به طاء ، به معنى مذكور آمده است و به معنى صومعه نيز گفته‌اند و جمعش را « طرابيل » گويند . گمانم اين است كه « طربال » ، معرّب « تربال » باشد . ( 4 ) . الربّع : بالفتح به معنى سراى و جاى ؛ القواء بر وزن كتاب است و زمين خالى از گياه و آب است ؛ بيداء صحراست ؛ سملق ، به تقديم ميم بر لام ، بر وزن جعفر ، زمين همواره بىگياه است ؛ النكباء بر وزن صحرا به معنى باديست مخصوص ؛ وابل ، باران قطرهء درشت است ؛ المتعثّق ، حرف پنجم عين مهمله و حرف ششم ثاء مثلّثه ، به صيغهء فاعل ، اينجا مراد « شديد » است . معنى شعر : آيا نمىپرسى منزلى را كه خالى است ، پس آن منزل به سخن درآيد و جواب گويد ؟ و آيا خبر مىدهد ترا البته در امروز بيابان خالى از گياه ؟ شعر دوم : ضرر رسانيده است به آن منازل ، باد مخالف در روز و شب و وزيدن باد صبا و باران شديد .