محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
153
آثار عجم ( فارسى )
دارابجرد است و 6 فرسنگ راه است تا خود شهر . در عرض راه ، گردنهء صعبى دارد و بسيار مخوف است ولى مأمون است . از آنجايى كه شهر دارابجرد و اطراف و توابع آن ، در ظلّ عنايت جناب جلالتمآب آقاى محمّد رضا خان قوام الملك « 1 » است ، چنان امن است كه احدى را قدرت بر مزاحمت و تعدى كسى نيست . چون اكثر ئيلات عرب از اين راهها ، ذهاب و اياب دارند ، معزّى اليه ، محصّلين چند ، ديدم گماشته بودند كه مراقب [ 92 f ] باشند و بائيل همراهى نمايند كه خلاف قانونى از آن طايفه بر سايرين واقع نشود . [ دارابجرد ] « 2 » ( 14 ) دارابجرد از بناهاى داراب ، پسر بهمن است ؛ صحارى و عرصاتش با خضرت « 3 » و دلگشاست ، نواحى و اطرافش با صفا ؛ شهر قديم آن كه از بنا [ ها ] ى داراب بوده ، مدوّر است و حصارى داشته ؛ اطرافش را خندق عميقى است . اكنون آن شهر خراب است و ذكر آن خواهد آمد . قصبهء حاليه كه آباد است ، تقريبا يك فرسنگ دور از شهر قديم است و دارابجرد اگر چه گرمسير است ، ولى هوايش در كمال اعتدال است ؛ هم ميوهء گرمسيرى دارد و هم ميوهء سردسيرى ؛ مركّباتش نيز بسيار است ؛ آبش از رودخانهء رودبال و چشمه و قنات ؛ حاصلش غلّه و تنباكو و پنبه و خرما ؛ معدن موميايى و نمك و مس دارد ؛ شكارگاهش متعدّد و قصبهء حاليهء آن ، تقريبا 4000 در خانه دارد و در آنجا مرحوم ميرزا على محمّد خان قوام الملك - طاب ثراه - قلعه و عمارت و باغى احداث نموده ، دلگشاتر از خلدبرين ، فقير در آنجا مسكن نمودم . اماكنى چند در آنجاست ( : داراب ) كه مأمور بودم به برداشتن نقشهء آنها ؛ به تفصيلى كه مرقوم خواهد شد :
--> ( 1 ) . آقاى محمّد رضا خان قوام الملك ، پسر مرحوم ميرزا على محمّد خان قوام الملك است و آن پسر حاجى ميرزا على اكبر قوام الملك و آن خلف مرحوم حاجى ابراهيم خان اعتماد الدّولهء شيرازى ؛ كه در زمان خاقان شهيد و بعدها به صدارت عظمى ، منصوص بوده . ايشان از خاندان اصالتند و قوام الملك حاليه در شيراز ، به كمال اقتدار متكفّل مهمّات اهل فارس است : اللّهم احفظه . ( 2 ) . معرّب دارابگرد است و « گرد » به كسر كاف فارسى ، به معنى شهر است ؛ پس دارابجرد يعنى شهر داراب . ( 3 ) . به ضمّ اوّل ، به معنى سبزى است .