محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
مقدمهء مصحح 15
آثار عجم ( فارسى )
فرصت ، دربارهء شاعرى او مىنويسد : « اگر چه ديوانى از وى به دست نيفتاده است ، ولى اشعار بسيار در اوراق متفرقه به خط خودش ، از غزليات و قصايد و در مدح ائمهء اطهار - عليهم السّلام - به فارسى و عربى ، به مرحوم بهجت . [ پدر فرصت ] رسيده بود كه در تذكرهها مسطور است . . . « 1 » از آثار اوست : 1 . مثنوى پير و جوان يا بهاريه . فرصت دربارهء اين مثنوى و ماجراى يافتن آن ، اشاراتى دارد كه مفاد آن اين است كه در ضمن سفرى كه به سال 1323 به اصفهان كرد ، در محضر جمعى ، املاكى را كه شامل چند خانه و دكان در محلهء خواجو بود و از ميرزا محمد نصير به او ميراث مانده بود ، به شخصى كه آنها را به غصب تصرف كرده بود ، بخشيد و شخص غاصب ، در ازاى اين بخشش كريمانهء فرصت ، اظهار داشت كه در زمان تجديد بناى ساختمانها : « . . . در يك زيرزمين كه درش مسدود بود ، صندوق پوسيدهاى يافتيم كه در آن ، پارهاى از كتب و كاغذ پارهها بود . اگر اجازه دهى ، آنها را به شما كه وارث هستيد ، تسليم نمايم . گفتم : ممنون خواهم شد و صندوق را آورده ، پارهاى از تأليفات مرحوم ميرزا نصير در آن بود كه نسخهء بعض از آنها در خانوادهء ما بود و برخى را نديده بودم و از جمله مثنوى معروف به اسم [ پير و جوان ] خودش ، تمام به خط خودش ، در ميان اوراق متفرقهء آن صندوق بود با چند قصيدهء عربى در مدح ائمه ( ع ) .
--> ( 1 ) . مجمع الفصحا ، جلد 6 ، ص 1036 ؛ آثار عجم ، بمبئى ، ص 106 .