محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

135

آثار عجم ( فارسى )

عمارت ديگر است به همان وضع ؛ آن هم مسقّف است ، امّا فضاى درون آن ، فى الجمله ، كوچكتر از ايوان سابق الذّكر است و در سمت شمال آن نيز عمارتى است قريب به همان وضعها ؛ و ليكن سقفش بكلّى منهدم است كه اثرى از آن باقى نيست و منازل ديگر نيز در اطراف آنهاست كه تمام در يكديگر راه داشته و همه متّصل به يكديگر بوده ؛ در جلوى ايوانى كه اوّل ذكر شده و گفتيم اعظم از همه است كه وسط واقع شده ، كرياسى « 1 » است مربّع كه در حقيقت اين كرياس ميان دو ايوان كوچكتر مذكوره است ؛ از اينجا داخل در هر سه عمارت مىشوند . هر يك از عرض و طول آن پانزده ذرع است و ارتفاع عمارت بزرگ ، از طرف بيرون - يعنى از آنجا كه علامت ( ح ) است و مسقط الحجر « 2 » است - تا « ح » ديگر - كه سطح بام است - 19 ذرع تقريبا مىشود و تمام اين عمارات - از كوچك و بزرگ - از سنگ و گچ ساخته شده ؛ مگر سقف آنها كه از خشت پخته است و قطر هر آجرى ، به مقدار يك گره [ و ] بعضى بيشتر است و چنان سخت است كه با تبر شكسته نمىشود ؛ و سنگهاى عمارت بر حسب طول و عرض مختلفند ؛ بعضى به عرض و طول يك چارك [ 4 / 1 ] ؛ بعضى بيشتر [ و ] بعضى كمتر است . در حينى كه در آن عمارات گردش مىكردم ، خواستم چيزى به يادداشت در آنجا بنگارم ؛ اين دو بيت بنظرم آمد . بر ديوارى به خط جّلى نوشتم : لمؤلّفه يكى دو ديدهء عبرت به چار طاق افكن * سه اسبه گر كه شتابى به سوى سروستان « 3 » رُقاء « 4 » بوم « 5 » و نعيب « 6 » كلاغ مىشنوى * به جاى نغمهء زاغ « 7 » و نواى سروستان « 8 » بالجمله ، نقشهء چار طاق مذكور را برداشتم در ورقه‌اى به نمرهء 5 ؛ و علاماتى كه اشارتى از آنها رفت ، در نقشه نيز نهاده شد ؛ و الحمد للّه تعالى . [ 83 f ] از سروستان حركت كردم به جهت رفتن شهر فسا ؛ مقدار شش فرسنگ راه پيموده ، به كاروانسرايى رسيدم كه آنجا را ميان جنگل مىگفتند .

--> ( 1 ) . بالكسر ، به معنى بالا خانه است و به معنى دربار و جلوى خانه نيز آمده و همين مراد است . ( 2 ) . پيش از اين گذشت كه محلّ افتادن سنگى است ؛ از بام بيفتد ؛ آنجا قرار گيرد . ( 3 ) . كنايه از شتاب كردن و سرعت نمودن در راه . ( 4 ) . به ضمّ راء مهمله و قاف و الف و همزه در آخر ، آواز بوم را گويند . ( 5 ) . به ضمّ باء موحّده ، مرغى است معروف كه آن را جغد گويند . ( 6 ) . بر وزن فعيل ، صداى كلاغ است . ( 7 ) . نام نوايى است از موسيقى . ( 8 ) . نيز لحنى است از موسيقى .