محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

مقدمهء مصحح 12

آثار عجم ( فارسى )

آن مه كه به گلشن ، دل خود شاد كند * هر لحظه نظر به سرو و شمشاد كند در باغ اگر بيد مولّه بيند * شايد ز دل والهء من ياد كند « 1 » فرصت در نامه‌اى كه به يكى از بزرگان زمان خود مىنويسد ، به اين برادر اشاره‌اى دارد : « . . . در باب اخوى ، شرحى نگاشته بودند . چنان كه اجازت باشد ، پس از انقضاى ايّام قوس ، او را روانه سازم تا جوزا صفت ، نطاق بندگى بر ميان بسته ، شايد از خرمن افضال بندگان عالى ، سنبلهء عنايتى چيده ، به لقمه نانى رسيده ، دعاگوى دولت ابد مدت باشد . . . « 2 » » و در جايى ديگر ، فرصت ، قطعه‌اى مطايبه‌آميز براى رخصت دارد : اى حضرت « رخصت » ، اى برادر * اى مايل گفتن رباعى بيمارم و مهربان طبيبم * در خوردن شير ، گشته ساعى از ماده خرى همى خورم شير * كش نرّه خر است مرد راعى من تشنه همى به شير مادر * نرّه كره‌اش ، به خون داعى القصه برادرا ! از اين پس * باشى نه اگر مرا مراعى ترك تو كنم كه كردگارم * داده است برادر رضاعى « 3 » دربارهء خواهران فرصت نيز ، اطلاعى در دست نيست . تنها مىدانيم كه يكى از آنها ، همسر مرحوم قدسى بوده است كه فرصت نيز در ذكر احوال اين شاعر ، به اين امر اشارتى دارد :

--> ( 1 ) . آثار عجم ، ص 20 . ( 2 ) . همانجا ، ص 505 . ( 3 ) . ديوان فرصت ، زرين قلم ، ص 424