محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
102
آثار عجم ( فارسى )
[ ابو نواس « 1 » ( 33 ) ابو نواس ، الحسن بن هانى ، عبد الاوّل ؛ « ابو على » نيز كنيت اوست . شاعرى است خوش مشرب و شيرين كلام ؛ تولّدش در بصره شده ؛ بعضى گويند در اهواز . چندى در كوفه اقامت داشته و چندى در بغداد . وسعت نظرش در علوم بسيار بوده و مطالب علميّه را اكثر به حفظ داشته ؛ ديوان اشعار هم دارد . سنهء 196 در بغداد وفات يافت و از عمرش 51 سال گذشته بود . [ زهير ] « 2 » ( 34 ) زهير ابن ابى سلمى « 3 » . در شعراى عرب ، سه نفر بر تمامت آنها برترى و مزيت داشتهاند : اول : امرؤ القيس كه شرح حالش مرقوم افتاد ؛ دوم : نابغه « 4 » ذبيانى « 5 » كه اسم آن زياد است ؛ و از مدّاحان نعمان بن منذر بوده و از جلساى محضر آن ؛ و مكانتى تمام داشته [ است ] ؛ سيّم : زهير بن ابى سلمى . گويند وقتى از جرير شاعر - كه ذكرى از آن رفت - پرسيدند : اشعر شعرا كيست ؟ گفت : در جاهليت ، زهير و در اسلام ، فرزدق . بالجمله ، زهير ، مدّاح هرم بن سنان « 6 » و حارث بن عوف بوده [ است ] . [ 66 f ] پس از 10 سال كه از عمرش گذشته بود ، به خدمت رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - رسيد و ايمانش به آن حضرت معلوم نيست . بعضى هم گفتهاند كه قبل از بعثت رسول خدا بمرد . و پسرش كعب ، از شعراى نامدار و مدّاح پيغمبر است . يكى از قصايد سبعهء معلّقهء مشهوره كه مطلعش اين است : امن أمّ أوفى دمنة لم تكلّم * بحومانّة الدّراج فالمتثلّم « 7 » ( 35 )
--> ( 1 ) . نواس بر وزن غراب است . ( 2 ) . زهير بر وزن زبير است . ( 3 ) . به ضمّ اول است . ( 4 ) . « هاء » در آخر آن باز جهت مبالغه است . ( 5 ) . به كسر ذال و فتح آن نيز صحيح است ؛ و آن قبيلهاى است . ( 6 ) . به فتحين است . ( 7 ) . ام اوفى به فتح همزه در اوفى ، كنيهء معشوقهاى ؛ دمنه به كسر اول و سكون ثانى ، آثار خانه است و لم تكلم در اصل لم يتكلّم بوده ؛ حومانة الدّراج به فتح حاء مهمله در اول و فتح دال در نهم يا ضمّ آن - هر دو صحيح است - موضعى است ؛ متثلّم به فتح لام مشدده نيز اسم موضعى است . معنى شعر : يعنى آيا از منازل آن معشوقه ، آثار خانهاى كه در آن دو موضع است ، جواب نمىدهد سائل