محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

77

آثار عجم ( فارسى )

اين قصيده قريب نود بيت است ؛ بالجمله ، نوشته‌اند : لبيد يكصد و چهل سال و اندى عمر كرده و پس از اسلامش ، ديگر شعر نگفت ؛ و گفت : در عوض شعر ، مرا سورهء قرآن داده‌اند تا تلاوت كنم . گويند : وفاتش در كوفه واقع شده و اشخاص ديگر از شعرا و فصحا ، لبيد نام بوده‌اند . مراد ما لبيد بن ربيعه بود كه شمّه‌اى از احوالش بيان شد و گذشت ؛ اللّهم ارحمه و احشره مع من امن به و اعتقد نبوّته . ( 15 ) [ 49 f ] اخطل « 1 » ( 16 ) شرح احوال او را كمتر كسى نوشته است و در كتب مفصّلهء مذكوره كه ذكر حالات بعضى از حكما و عرفا و فضلا را از آنها مىنمايم نيز نامى از اخطل نبرده‌اند . اين فقير به تفحّص بسيار ، در كتاب دائرة المعارف « 2 » شرح حالش را يافتم و مختصرى از آن را ترجمه نموده ، در اينجا نگاشتم ؛ اين است : « . . . اخطل اسمش غياث است ، پسر غوث ، پسر صلت « 3 » ، پسر طارقه ؛ كنيتش ابو مالك است ؛ اخطل لقب اوست و وى اصلا نصرانى بوده از اهل جزيره « 4 » ، ولى اسلام داشته و پايهء او در شعر ، اجلّ از اين است كه وصف كرده شود . در اسلام ، اشعر شعراى عرب بوده و با جرير و فرزدق معاصر و با آنها مهاجاة « 5 » داشته و در مدح عبد الملك « 6 » مروان ، قصايد گفته ؛ صاحب ديوان است . »

--> ( 1 ) . نعت است و اخطل محرّكة : به معنى فحشگو و بدنام به زنا و شتابكار و پرگو . بعضى نوشته‌اند : چون داراى اين صفات بوده ، او را اخطل گفتند . بعضى گويند : استرخاء در گوش او بود ؛ چو [ ن ] كه به اين معنى نيز آمده است . ( 2 ) . كتابى است چندين هزار بيت در چندين جلد به عربى ، مبناى آن بر لغت است و مشتمل است بر تمام فنون و تواريخ عالم . از كتب جديده است و تازه به طبع رسيده . ( 3 ) . به فتح صاد است . ( 4 ) . هر گاه آن را مطلق استعمال كنند ، مراد شهرى است كه در شرقى اندلس است و جايى ديگر نيز هست ميان دجله و فرات ، آن را جزيره نامند ؛ اللّه اعلم . ( 5 ) . هجو يكديگر را گفتن . ( 6 ) . پسر مروان ، از بنى اميّه است . در سنهء 65 هجرى خلافت يافت و در 86 هجرى درگذشت .