محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
75
آثار عجم ( فارسى )
نموده و از آنجا به همدان رخت اقامت كشيده [ است و ] متولّى وزارت شمس الدّوله گشته ، در اثناى وزارت ، او را خائن دولت نمودند ؛ از همدان گريخته ، چندى متوارى شده ؛ پس از آنكه شمس الدّوله « 1 » وفات كرد ، تاج الدّوله - پسر شمس الدّوله - شيخ الرّئيس را به اتهامى ، چهار ماه محبوس داشت ؛ بعد از خلاصى ، متّوجهء اصفهان شد . علاء الدّوله « 2 » ، قدوم شيخ را غنيمت دانسته ، وى را نيكوئيها نموده ، شيخ در آنجا به مرض قولنج « 3 » گرفتار آمد ؛ در آن حال ، علاء الدّوله عزيمت همدان كرد و شيخ را به اتفاق برد ؛ در عرض راه ، علّت صرع « 4 » نيز او را حادث شد ؛ تا به همدان رسيدند ؛ در آنجا شيخ مشغول به مداوا گرديد ؛ گويند حسودان در دواى او ، سمّى ريختند ؛ از آن رنجور شد و وفات يافت در سنهء 428 ( از عمرش 58 سال گذشته بود ) . مصنّفات شيخ الرّئيس ابو على بسيار است ؛ از جمله : كتاب شفا در حكمت ، و كتاب اشارات و كتاب نجات [ 48 f ] و كتاب قانون در طب ، و غير ذلك . بعضى قريب به صد جلد كتاب از تصنيفات او را نام بردهاند كه ثبت در تاريخ است و اين فقير بعض از معلومات شيخ را در كتاب مسمى به شطرنجيه ، در ذيل بيان تضعيف « 5 » رقعهء شطرنج ذكر نمودهام ؛ در اينجا به مختصرى اكتفا رفت . [ لبيد ] « 6 » ( 14 ) لبيد بن ربيعة بن مالك بن جعفر عامرى ، كنيتش ابو عقيل ، از صناديد شعراى عرب است ؛ مردى شجاع و جواد بوده ؛ در فنون شاعرى ، گوى سبقت از اقران ربوده ؛ نعمان
--> ( 1 ) . برادر مجد الدّوله بود كه حكومت همدان را داشت و آنها پسران فخر الدّوله و از سلاطين ديالمه [ اند ] . ( 2 ) . والى اصفهان ؛ پسر خالهء مادر شمس الدّولهء مذكور بوده و او از آل كاكويه بوده . ( 3 ) . مرضى است كه در رودهء قولون به هم رسد . ( 4 ) . مرضى است كه به سبب سدّه در بطون دماغ ، به هم مىرسد . ( 5 ) . بر سبيل اجمال گوئيم : مثلا در خانهء اول شطرنج ، يك دانه گندم گذاريم و در خانهء دوم ، 2 و در خانهء سوم ، 4 و در خانهء چهارم ، 8 و در خانهء پنجم ، 16 و همچنين خانه به خانه عدد را مضاعف كنيم تا تمام خانهها كه 64 است ؛ پس از اتمام ، مجموع گندمها را كسى نتواند به حساب درآورد . بلكه شهرها را اگر از آن گندم پر نمايند ، هنوز عرصه تنگ باشد و ما در كتاب شطرنجيه ، حساب او را نوشتهايم مفصلا و مشروحا . ( 6 ) . بر وزن امير است .