محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
مقدمهء مصحح 8
آثار عجم ( فارسى )
پدرم عرض كردم . . . فرمود كه كتاب امثله ، در علم اشتقاق است و برايم نقل نمود كه علم اشتقاق ، يكى از علوم ادبيه است و نصيحتم فرمود كه متعلّم نبايد به معلم ستيزه نمايد و بايد به ملايمت ، چيز پرسد . . . شب ، درسم را براى پدرم خواندم و از طاقچهء كتاب ، قاموس اللغه را آورده و عرض كردم : اين لغت [ فو ] را پيدا نمايند . پدرم از اين حركت خوشحال شده ، رويم را بوسه داد و لغت را پيدا نمود و طريق كشف لغات قاموس را به من حالى كرد . . . چند شب هم ، شرح تصريف . . . و شرح نظام را نزد پدر بزرگوارم مىخواندم ؛ چرا كه در علوم ادبيه - خاصه صرف - يد طولايى داشت و خود كتابى در صرف تأليف كرده بود . . . « 1 » » مرحوم « بهجت » ، در نقاشى نيز دستى داشت و به قول فرصت : . . . در طفوليت ، تفننا به حكم پدرش ، بدين كار مبادرت نموده بود ؛ و در فنون نقاشى ، تذهيب را دارا بود و صفايح صحايف را زينت آرا ؛ ولى من مايل به صورتگرى بودم و . . . بسيارى از كارهاى فرنگستان و باسمههاى انگلستان را جمع كرده ، از روى آنها مشق مىكردم و به پدر خود مىنمودم و تعليم مىگرفتم . . . « 2 » « بهجت » قطعهاى ملك و دكانهايى در اصفهان داشت كه در سال ، اندك درآمدى از آنها عايد وى مىشد و بدان وسيله ، رفاه فرزندان را فراهم مىآورد ؛ چنان كه فرصت را در دوازده سالگى ، مستخدمى بود كه همه جا با او
--> ( 1 ) . ديوان فرصت ، زرين قلم ، ص 35 تا 38 . ( 2 ) . همانجا ، ص 38 .