محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
59
آثار عجم ( فارسى )
فصل [ 1 ] پس از مراجعت از بلوك خفر ، بعض از لغات قصيدهء مذكوره را در حواشى آن مرقوم داشتم ؛ ولى چون ذكر احوال حكما و عرفا و ادباء و شعرايى كه در قصيده مندرج است ، به واسطهء عدم وسعت حاشيه ، ترك شده بود ، به اين خيال افتادم كه از حالات آنها ، مختصر ذكرى شود ؛ تا هم رفع ابهام « 1 » از مضامين قصيدهء مذكوره گردد و هم تفنّنى « 2 » در مطالب كتاب بود كه طباع را از مطالعهء آن ، كسالتى حاصل نباشد و خواطر را از ملاحظهاش ، ملالتى به هم نرسد و هم به حكم ما لا يدرك كله لا يترك كلّه « 3 » ذكر احوال بعض از حكما و فضلا نموده شود ؛ لهذا آنچه در اين فصل نوشته مىشود ، فقط در حضر پس از مراجعت از سفر - نوشته شد ؛ در حالتى كه مطالعه و سير بعض از كتب را نمودم مطالبى كه اكثر اهل تاريخ در آن اتفاق دارند و تشتت « 4 » آراء « 5 » شان كمتر و صحتش بيشتر است - مرقوم داشتم و آنچه كه عربى بود ، ترجمه كرده ، خلاصهء آن را ذكر نمودم . اسامى كتبى كه [ 34 f ] حين نگارش اين فصل ملحوظ و مشهود بود ، از اين قرار است :
--> ( 1 ) . به كسر همزه ، به معنى پوشيده گفتن و پوشيده گذاشتن است . ( 2 ) . در لغت به معنى گونه گون شدن و از شاخى به شاخى رفتن است و تفنن در عبارات و كلمات ، از هر نوع سخن راندن و از هر مطلبى در كتاب درج نمودن است . ( 3 ) . يعنى آنچه دريافته نشود تمامش ، ترك و واگذاشته نشود تمامش . ( 4 ) . از باب تفعيل ، به معنى پراكنده شدن . ( 5 ) . به مدّ ، جمع رأى است به معنى اعتقاد و بينايى دل .