محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

51

آثار عجم ( فارسى )

توضيحات مصحّح 1 . كلمهء ايران در پهلوى به صورت اران ( eran ) مركب از airya ( - آريايى ) + an ( آن : پسوند مكان ) به معنى مكان و سرزمين آريائيان است . 2 . پارس در اصل نام يكى از اقوام جنوبى ايران است كه مقرّ ايشان نيز پارس نام داشته است . از اين قوم ، دو خاندان بزرگ هخامنشى و ساسانى به پادشاهى ايران رسيدند و يونانيان ، Persai را از نام اين قوم گرفتند و به تمام ايران اطلاق كردند و از اين رو Persia يا Perse - كه معرّب آن « فارس » است - در زبانهاى اروپايى به همهء ايران اطلاق گرديد . ( رك : ص 139 فارسنامهء ناصرى ، چاپ اميركبير ، مقالهء نگارنده تحت عنوان « پارس و شهرستانهاى آن در شاهنامه » ) . 3 . حاج ميرزا حسن فسائى در فارسنامه ناصرى مىنويسد : « . . . مملكت فارس يك قسمت بزرگ از ممالك جنوبى ايران است و كناره‌هاى آن را در روزگار ما به اختلاف گفته‌اند مثلا اگر بلوك رامهرمز و ناحيهء فلاحى را كه در اين نزديكيها از جمع فارس ، موضوع گشته است ، باز آن را از توابع فارس شماريم ، در ازاى اين مملكت از جاشك موغستان عباسى تا بندر محمّرهء فلّاحى 233 فرسخ كاروانى و 215 فرسخ جغرافى است و پهناى اين مملكت از خيرآباد نيريز تا بندر بوشهر دشتستان 98 فرسخ كاروانى و 84 فرسخ جغرافى است و اگر رامهرمز و فلّاحى . . . ، را از فارس موضوع