محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
47
آثار عجم ( فارسى )
شنيدهاى كه ارسطو معلّم است و حكيم * كلام اوست به حكمت چو سدّ اسكندر « 1 » شنيدهاى كه چه تحرير كرده اقليدس * گشوده هندسه « 2 » را قفل مشكلات ، ز در شنيدهاى كه چه به نوشته است جالينوس * به معضلات طبيعى ز روى راى و فكر شنيدهاى كه مجسطى « 3 » است قول بطلميوس * مسخّر آمده ملك رياضيش « 4 » يكسر شنيدهاى سخنان بزرجمهر حكيم * به روزگار انوشيروان عدل سير شنيدهاى كه ابو نصر بوده از فاراب « 5 » * نبوده ثانى او ، از معلّمان ، ديگر شنيدهاى همه اوصاف بو على سينا * و را به حكمت و قانون علم ، بوده نظر شنيدهاى ز اديبان بسى به دوران نام * كه بودهاند به اقليم فضل نامآور لبيد و اخطل و اعشى ، معرّى و حسّان * ابو فراس و حريرى ، كسايى و اشعر خليل و دِعبِلُ و بو الأسود ، ابن حُجر و جَرير * ابو نُواس و زُهَير و فَرزدَق و اشتر شنيدهاى كه گروهى نهادهاند به صدق * قدم به راه طريقت « 6 » ، ز خود نموده سفر جُنَيد و شِبلى و كَرخى و بايَزيد و شهاب * دگر عراقى و عطّار و قطبدين حيدر شنيدهاى كه به تقوا و زهد بودستند * بسى ز جمله اصحاب خاص پيغمبر عَدى و جابرِ و عَمّار و ثابت و سَلمان * بلال و خالد و مِقداد و ارقم و بوذر كنون بيا و ببين آنچه را شنيدستى * عيان به قدرت داور ز حضرت " داور " جناب شيخ مفيد افتخار اهل زمان * معين شرع پيمبر ، امين دينپرور
--> ( 1 ) . اين سدّ را اسكندر ذو القرنين 3460 سال بعد از هبوط آدم - عليه السلام - در باب الابواب - كه سر حدّ ملك خزر است - بسته و آن سدّ در ميان دو كوه است . ذكر آن در تواريخ مسطور است . ( 2 ) . به فتح اول ، معرّب « اندازه » است و آن علمى است كه از آن ، معرفت اشكال و مقادير اشياء را حاصل نمايند . ( 3 ) . به كسر اول ، نام كتابى در علم رياضى ؛ كه سابقا مذكور شد . ( 4 ) . اصول علم رياضى چهار است : اول : علم عدد كه از آن ، انواع عدد و خواص هر نوع و حال نسبت بعض اعداد از بعضى معلوم شود ؛ دوم : هندسه كه از آن ، انواع خطوط و اشكال و سطوح و غير ذلك معلوم شود كه مذكور شد ، سيم : هيأت كه از آن ، احوال اجزاى عالم و اوضاع آن ، همچنين مقادير اجسام فلكى و غيره را حاصل نمايند ؛ چهارم : موسيقى كه از آن ، احوال نغم و تأليف الحان دانسته شود . ( 5 ) . شهرى است از تركستان ، نزديك به آب سيحون و اين شهر غير از فارياب است كه از نواحى بلخ است . ( 6 ) . به اصطلاح اهل سلوك ، تزكيهء باطن است ؛ چنان كه شريعت تزكيهء ظاهر است . بعضى چنين گفتهاند كه شريعت علم است و طريقت عمل و حقيقت ، الوصول الى اللّه . فقير مىگويد كه اين معنى ظاهر است كه طريقت و حقيقت ، هيچكدام بدون شريعت سالك ، حاصل نخواهد شد .