محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

17

آثار عجم ( فارسى )

مقدمه [ مؤلف ] ايران مملكتى وسيع بوده ؛ هر جايى از آن نامى داشته كه الحال تغيير يافته ، نقدا از ملكهاى ايران ، عراق و خراسان و طبرستان و فارس و آذربايجان و كرمان و غير ذلك است كه در صدد ذكر همهء آنها نيستم و ايران ، ( 1 ) گويند نام هوشنگ پسر سيامك يا پسرزادهء آن يا برادر آن بوده ، بنابر اختلاف مورخين و در قديم الايّام ، تمام ايران را پارس ( 2 ) مىگفتند به اين معنى كه چون آن ولايات به تصرف ايران بن هوشنگ بوده ، به نام او « ايران » خواندند . پس از آنكه ملك به پسرش پارس نام رسيد ، « پارس » خواندند ، و ليكن در اين زمان ، همهء ايران را پارس نخوانند بلكه پارس عبارت است از شيراز و كازرون و فيروزآباد و دارابجرد و فسا و نيريز و سروستان و كوار و جهرم و مرودشت و شبانكاره و غير ذلك كه نيز در صدد ذكر تمام آنها نيستم . بعضى هم نوشته‌اند كه پارس پسر تهمورس « 1 » بوده و آن چند پسر داشته ، نام آنها : جم و شيراز و استخر « 2 » و فسا و غير ذلك از اين قبيل بوده . هر يكى از آن پسرها را قسمتى از ممالك فارس داده ، ايشان ، هر يك به نام خود ، شهرى بنا نهاده‌اند كه الحال آن شهرها به نام آنها خوانده مىشود ؛ اللّه اعلم

--> ( 1 ) . به فتح تاء قرشت ، نام پادشاهى بوده ملقب به ديوبند . بعضى گويند پسرزادهء هوشنگ است و طهمورث به طاء و ثاء مثلثه ، معرّب است . ( 2 ) . نام پسر تهمورس است و نام قلعه‌اى است به فارس . اصطخر به صاد و طاء معرّب آن است .