محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
1
آثار عجم ( فارسى )
[ آثار عجم ] [ پيشگفتار مؤلف ] بسم اللّه الرّحمن الرّحيم [ 1 f ] سپاس بىپايان و ستايش بيكران ، شايان « 1 » درگاه پاك يزدانى كه از دست توانايى ، در نخستين روز ، بىانديشه ، گيتى را پديدار نمود و به خامهء نيرويى « 2 » سرنوشت ، چهرهء جهانيان را نگارش فرمود ؛ آخشيجان « 3 » مردمان را به جان ، انباز داشت و در جان ايشان دانش گذاشت كه آن بىانباز را ، بندگى آورند و پژوهش « 4 » كنند ؛ نه جمشيد و دهآك « 5 » ( 1 ) به تخت و افسر ، از آستانش بىنيازند و نه اسكندر و دارا به كشور و لشكر ، به درگاهش گردن فراز . يگانهاى كه از پرتو شيد « 6 » خود ، گوهر روان شت « 7 » ( 2 ) و خشور « 8 » ( 3 ) فرهمند « 9 » و
--> ( 1 ) . بر وزن پايان ، به معنى شايسته است . ( 2 ) . نيرو بر وزن نيكو ، به معنى قوّت و زور و به معنى تقدير نيز آمده است . ( 3 ) . به مدّ الف و بدون مد به معنى عناصر اربعه است ؛ كذا فى اللغة . ( 4 ) . بر وزن نكوهش ، به معنى تجسسّ و تفحص و جستجو نمودن است . ( 5 ) . به فتح اول و مدّ حرف سيّم ؛ معرّبش ضحاك است . ( 6 ) . به معنى نور است ؛ يعنى نورى كه ذاتى باشد نه كسبى و آن به خود پيدا شده باشد نه به سبب غير . به عربى نور الانوار گويند . ( 7 ) . به فتح اول ؛ كلمهء تعظيم است كه ترجمهاش حضرت است . ( 8 ) . به ضم واو ، پيغمبر است . ( 9 ) . فرهمند : به فتحين ، خردمند و داناست .