محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
مقدمهء مصحح 96
آثار عجم ( فارسى )
« . . . در آن اوان ، اين فقير لا شىء كه اكثر اوقات به پيشگاه نواب مستطاب و الا حاضر . . . بودم . . . روى [ حاجى معتمد الدوله فرهاد ميرزا ] به اين فقير نموده ، فرمود : چنانچه فتح تبر را يك رباعى بديههآورى ، عطيتى ببرى . . . روز ديگر مأمورم فرمود كه از شيراز به قلعهء تبر رفته ، نقشهاى از آن . . . برداشته ، بياورم تا آن را به دار الخلافهء طهران فرستد . . . « 1 » » و پيش از ذكر آن واقعه ، از سفرهاى سال 1307 خود به قصر ابو نصر و برم دلك و بند بهمن و بلوككوار و خفر و ماهلويه و درياى نمك و سروستان و فسا و تنگكرم و داراب ياد كرده و از خاطرات مسافرت خود به فدشكويه ، جهرم ، سيمكان ، ميمند ، فيروزآباد ، تنگاب ، قلعهدختر و بلوكخواجه ، سخن رانده است و آنگاه جريان مسافرت خود را در ماه صفر 1311 هجرى قمرى به تخت جمشيد و نقش رجب و نقش رستم و سيوند و كمين و مشهد مادر سليمان و ارسنجان و كربال و بند امير و زرقان باز مىگويد « 2 » . اين بخش از آثار عجم ، به خط ميرزا محمد ناهيد نگاشته مىشود و خود فرصت و گاهى مرحوم قدسى ، توضيحاتى را در هامش كتاب مىافزايند . جزو دوم كتاب آثار عجم ، پس از مقدمهاى در ستايش يزدان بزرگ به پارسى سره ، گزارش سفرى مىآيد كه فرصت از غرّهء شعبان سال 1311 آغاز كرده و به كازرون و شاپور و تنگچوگان رفته است : « . . . بالاى كوه ، دخمهاى است و دهن آن دخمه ، رو به جنوب است و رفتن در آن غار ، بدون جمعيت امكان ندارد ؛ زيرا كه جايى مخوف و هولناك است . . . بالجمله شش نفر از اهالى آنجا را به اعطاى جايزه همراه بردم و سه نفر به اتفاق خودم بودند .
--> ( 1 ) . ديوان فرصت ، زرين قلم ، ص 344 . ( 2 ) . رك : صفحات 33 تا 80 و 133 به بعد آثار عجم .