عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )
88
مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )
نمىكند ، بلكه آن را از مشهودات و خاطرات خود روايت مىكند . اگر اين خاطره مربوط به دوران كودكى وى نيز باشد ، از آنجايى كه محاصره و فتح سمرقند بدست خوارزمشاه در سال 604 ه / 1207 م « 1 » ، يا 609 ه / 1212 م « 2 » روى داده ، پس بايد در اين سال مولانا در سنينى باشد كه بتواند خاطراتش را ضبط كند ، بدين ترتيب بايد چند سال پيش از 604 ه تولد يافته باشد . مادر مولانا كه از وى به مادر سلطان تعبير مىكنند ، همان مؤمنه خاتون است كه در قرامان ( لارنده ) مدفون است . وقتى كه پدر مولانا سلطان العلماء محمد بهاء الدين از بلخ مهاجرت مىكرد ، مىبايست كه مولانا جوانى تقريبا بيستساله باشد . به روايت جامى و دولتشاه ، سلطان العلماء در راه مهاجرت از بلخ ، در نيشابور با فريد الدين عطار عارف بزرگ ديدار كرد . عطار در اين ديدار نسخهاى از " اسرارنامه " را به مولانا هديه كرد « 3 » . مولانا از اين كتاب بهرهها برده و برخى از حكايات آن را در مثنوى باز آورده است . بنا به نوشتهء برخى مآخذ ، مولانا در لارنده با گوهر خاتون دختر خواجه لالاى سمرقندى ازدواج كرده ، سلطان ولد و علاء الدين چلبى فرزندان اين خاتونند . سيد برهان الدين - تحصيل و سلوك مولانا : مولانا بعد از وفات پدرش بهاء الدين ولد ، از طرف مريدان پدر به مقام ارشاد و جانشينى نامزد شد . مريدان پدر گرداگرد او بودند و وى نيز مانند پدر مفتى شرق و غرب شده بود . سالى بعد از وفات بهاء الدين ، يكى از خلفاى او به نام سيد برهان الدين محقق ترمذى خبر مرگ او را شنيد و به قونيه آمد . در قونيه دريافت كه يك سال از وفات شيخ گذشته است و فرزندش جلال الدين بر جاى وى
--> ( 1 ) ابن الاثير ، چاپ مصر ، 1290 ، ج 12 ، ص 112 ( 2 ) E . J . W . Gibb Memorial , V . II , 1916 , p . 125 . ( 3 ) نفحات الانس ، ص 457 به بعد : تذكرة الشعراء ، طبع كلالهء خاور ، ص 145 .