عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )
74
مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )
در اولين شجره از دو شجرهء اخير نام جد بهاء الدين محمد و در شجرهء دوم نام پدر وى با سنگ مزار مطابقت ندارد . از ايراد فوق كه بگذريم در شجرهء اول از سه شجرهء فوق بين پدر مولانا و ابو بكر نه نفر در شجرهء دوم شش نفر و در شجرهء سوم هفت نفر قرار گرفتهاند . اين غيرممكن است كه بين ابو بكر متوفى به سال 13 ه / 634 م و محمد بهاء الدين متوفى به سال 628 ه / 1231 م اين تعداد اندك جاى گرفته باشند . اگر با حسن نيتى عظيم ، شجرهء اول را - كه شامل تعداد بيشترى است - صحيح فرض كنيم و با همان حسن نيت بين دو نفر فاصلهء پنجاهساله قائل شويم ، باز خلائى صد و چهل و هفتساله باقى خواهد ماند . شجرهء دوم و سوم حتى فرض مزبور را هم برنخواهدتافت . اگر فرضهاى فوق را ناديده انگاريم ، لقب بهاء الدين را در " ابتدانامه " چنين مىخوانيم : " لقبش بد بهاء دين ولد * عاشقانش گذشته از عد و حد مثل او كس نبود در فتوى * از فرشته گذشته در تقوى . . . " « 1 » چنان كه مىبينيم در اين كتاب اشارهاى بدانكه بهاء الدين از اولاد ابو بكر است ، نشده است . در معارف سلطان العلماء و آثار مولانا و حتى نوشتههاى ديگر كه از سلطان ولد در دست است ، به چنين ادعايى برنمىخوريم . در كتيبهء عربى مزار سلطان
--> ( 1 ) ابتدانامه ص 187 در بعضى از نسخهها ، دو بيت زير به دنبال بيت اول آمده است : " جمله اجداد او شيوخ كبار * همه در علم و در عمل مختار اصل او را نسب ابو بكرى * زان چو صديق داشت او صدرى " چنان كه جلال الدين همايى در پاورقى توضيح دادهاند ، اين دو بيت در نسخه شيخ بوستان چلبى ( كه ظاهرا شيخ بوستان چلبى اول در گذشتهء 1040 ه / 1630 م است ) نيامده است . در نسخهء شماره 1380 كتابخانهء دانشگاه استانبول كه از نظر كاغذ و شيوهء كتابت نسخهاى كهن حتى از كتب عصر مؤلف مىتواند به حساب آيد ، نيز اين دو بيت نيامده است . b 115 ) . بنابراين دو بيت فوق بعد از اشتهار و اشاعهء اين انتساب به " ابتدانامه " افزوده شده است .