عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )

64

مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )

انتقل الى العبد مستنجد بن ساتى المولوى عفى الله عنه شهور سنهء تسع و ثمانين و سبعمائة اما تحرير اين كتاب را استاد و استادزادهء حقيقى مولانا حلال الدين محمد منجم ابن مرحوم سعيد مولانا حسام الدين حسين المولوى كه از خلفاء حضرت سلطان ولد - قدس الله سره العزيز - بوده قلم درربار گوهرشاد مرقوم گرديده است و السلام " . از عبارات فوق بوضوح برمىآيد كه كتاب از طرف جلال الدين محمد منجم فرزند حسام الدين حسين از خلفاى سلطان ولد براى گوهرشاد نامى نويسانده شده است . اين جلال الدين محمد واقعا استاد و استادزادهء مستنجد بن ساتى بوده است و نسخه در سال 789 ه به تملك او درآمده است . مستنجد و پدر او ساتى و پدر جلال الدين محمد منجم و همچنين حسام الدين حسين براى كسانى كه با آثار مربوط به مولانا آشنايى دارند ، نبايد ناشناخته باشند . به احتمال قوى خواجه شرف الدين ابو المعالى امير ساتى المولوى همان كسى است كه ديوان مولانا به امر وى نوشته شده است . كتابت اين ديوان در غرهء ربيع الآخر سال 770 ه / 1368 م به پايان رسيده و در سال 812 ه / 1409 م از طرف پسرش مستنجد به آرامگاه مولانا وقف شده است . و هم‌اكنون به‌شمارهء 66 در كتابخانهء موزهء قونيه نگهدارى مىشود « 1 » حسام الدين حسين پدر جلال الدين محمد كه " مقالات " به امر وى نوشته شده است ، چنان كه از قيد تملك كتاب نيز معلوم مىگردد ، از خلفاى سلطان ولد است . از رسالهء سپهسالار برمىآيد كه اين شخص يكى از خلفاى نام‌آور سلطان ولد در ارزنجان بوده است « 2 » . در صفحهء آغاز و انجام كتاب ، امضاى مستنجد به چشم مىخورد . ترديدى نيست نسخه‌اى كه فرزند يكى از خلفاى سرشناس و با اسم و رسم سلطان ولد آن را نويسانده باشد و به مستنجد بن ساتى - كه ديوان مولانا نيز به امر وى نوشته شده است - به ارث رسيده باشد ، بايد در زمانى نزديك به روزگار مولانا استنساخ شده باشد . و باز ترديد نمىتوان داشت كه نسخه‌اى كه اساس كار كاتب قرار گرفته ،

--> ( 1 ) Mehmet Yusuf : Konya A ? sa ? ri Antika Mu ? zesi Rehberi , I ? stanbul , Ala ? eddin Klise Fabrika ve Matbaasi , 1348 - 1930 , s . 37 , 51 - 53 . ( 2 ) رسالهء سپهسالار ، ص 154