عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )

43

مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )

صادق 148 ه / 765 م ، فرزند او اسماعيل و بعد از اسماعيل فرزندان او را به امامت برداشتند و " اسماعيليه " خوانده شدند نيز اين عقايد را پذيرفتند . چنان كه " رسائل اخوان الصفا " از امهات كتب اسماعيليه به حساب مىآمد « 1 » . اسماعيليان درصدد تطبيق عقايد مزبور با آئين خود برآمدند . به عقيدهء آنان " عقل كل و نفس كل " كه در عالم روحانى است ، در عالم جسمانى با پيامبر و وصى او يعنى موجودى كه به فرمان خداوند و معرفى رسولش به پيشوائى امت انتخاب شده قابل تطبيق است . چون پيامبر اقدم و اولى بر امام است ، او را " سابق " نام نهاده‌اند و وصى را نسبت به پيامبر " تالى " گفته‌اند . پيامبر به علم تنزيل وقوف دارد . يعنى چيزهايى را كه به صورت وحى به دو مىرسد ، در مىيابد و آنها را چنان كه هست به سمع امت خود مىرساند و با آنان از معانى باطنى و تاويل وحى سخن نمىگويد . درحالىكه وصى واقف به تاويل است . از اين جهت به پيامبر " ناطق " و به وصى او - كه اساس تاويل را مىآموزد - " اساس " گويند « 2 » آخرين يعنى هفتمين امامى كه بعد از وصى مىآيد ، صاحب قيامت است . در زمان او احكام ظاهرى شرع كه به دنياى جسمانى مربوط است و به منزلهء بارى سنگين و به عبارتى ديگر به مثابهء جهنمى است از دوش بندگان برداشته خواهد شد و دنيا به صورت بهشت در خواهد آمد و قيامت اين است . هفت امام بر روى زمين برابر كواكب سبعه‌اند .

--> ( 1 ) صحيح‌ترين اطلاعات دربارهء رسائل اخوان الصفا را در " الذريعه الى تصانيف الشيعة " تاليف علامه شيخ محمد محسن مشهور به حاج آقا بزرگ تهرانى مىتوانيم بدست آوريم . اين كتاب حاوى اطلاعات بسيار مهم و ارزشمند كتابشناسى است ( ر ك . جزء 1 ، نجف 1355 / 1936 ، ماده 1980 ، رسائل . . . ص 385 - 383 ( 2 ) و به همين جهت اسماعيليه را " اساسين " هم گفته‌اند . ر ك . مقالهء عبد الرحمن عمادى ، مجلهء آينده ، سال 58 ، شماره‌هاى 4 - 6 ، ص 280 ببعد و سال 59 ، شماره‌هاى 1 و 2 ، صفحهء 41 ببعد . البته در اين باب نظرهاى ديگرى هم ابراز شده است چنان كه برخى اساسين را منشعب از واژهء حشيش و به معنى آدمكش . . . دانسته‌اند : فدائيان اسماعيلى ، برنارد لويس ، ترجمهء فريدون به دره‌اى ، بنياد فرهنگ ايران ، 1348 ، ص 5 ببعد - مترجم .