عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )

39

مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )

فرقه‌اى كه بدين نحو مىانديشيدند ، " معتزله " ناميده شدند . شيعيان كه پيوسته آماج تير ستم بودند ، عقيده مزبور را پذيرفتند . اما اهل سنت براى بنده اراده‌اى جزئى قائل بودند كه مىتواند آن اراده را در راه خير يا در طريق شر به كار برد . آنان با پذيرفتن اين عقيده كه خير و شر آفريدهء خداوند است ، اگرچه راهى بينابين برگزيدند ولى با ابراز اين عقيده به جبريه - كه معتقد به وجود اراده و اختيار نبودند - نزديك‌تر شدند . يكى ديگر از مسائل تفرقه‌انداز ، مسألهء " صفات خداوند " بود كه از طرف معتزله عنوان شده بود . در دوره‌هاى نخستين اسلام ، هيچ‌گونه جدلى دربارهء صفات خداوند درنگرفته و اين صفات بطور انتزاعى مورد مطالعه قرار نگرفته بود . معتزله مىگفتند كه : اگر وجود صفات ذاتى در خداوند مورد قبول واقع شود ، آيا اين صفات عين ذات خداوند بايد باشد ، يا جدا از ذات او ؟ اگر جدا از ذات او باشد ، آيا ازلى است يا ابدى ؟ به نظر آنان خداوند از حيث ذات كمال مطلق است از صفاتى كه بنده به دو قائل است ، منزه است . زيرا كه انسان هر قدر هم مطلق‌انديش باشد ، صفاتى كه از انديشهء او خطور كند ، آفريدهء خداوند است . خداوند را با آن صفات ستودن ، برابر دانستن او با بندگان است . اگر وجود صفات ذاتى براى خداوند پذيرفته شود ، يا ذات بايد به مرتبهء صفات تنزل يابد و يا اين صفات - كه جدا از خداوند تلقى مىگردد - نمىتواند همانند ذات بارى ازلى و ابدى باشد زيرا كه در اين صورت مثلا يكباره دانايى و بينايى و توانايى خداوند از بين مىرود و اگر آن صفات مانند خداوند ازلى و ابدى باشد ، در اين صورت به تعداد صفات بارى ، صفات ازلى و ابدى لازم مىآيد . نتيجهء اعتقاد به نظر نخستين با الوهيت تناقض دارد و حاصل نظريهء دوم شرك است . عقيدهء فوق ، در عين فلسفى بودن ، نتيجهء اعتقاد به قضا و قدر بود . گروهى كه وجود صفات ذاتى براى خداوند را قبول ندارند ، آنهايى هستند كه عبد را داراى اراده و اختيارى تام و كامل مىپندارند . وقتى كه تمام مسئوليت‌ها بر عهدهء انسان واگذار شود ، ضرورتا بايد كه ذات بارى از توصيف مستغنى گردد و بر ذروهء كمال مطلق جاى گيرد و اين كار هم با تنزيه خداوند از صفات امكان‌پذير است . در مقابل اين عقيده ، فرقه‌اى صفات ذاتى خداوند را مىپذيرند و مىگويند كه : اين صفات نه عين ذات خدا و نه جدا از اوست و بدين‌طريق خود را از مجادله دور