عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )
436
مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )
نسخهاى آن را به سلطان ولد نسبت دادهاند « 1 » ولى اين اثر پر از خطاهاى فاحش نبايد از نوشتههاى سلطان ولد باشد . عقيده داريم كه اين كتاب نيز از آثار شاهدى است « 2 » . رسالهء آفاق و انفس اثرى است در قالب قصيده در هفتاد و دو بيت . در اين اثر كوشش مؤلف بر آن بوده است كه كائنات را بر وجود انسان تطبيق دهد . از نظر اسلوب و طرز بيان هيچگونه مناسبتى با آثار مولانا ندارد . احتمالا از سرودههاى همان شاهدى است . آفاق و انفس منثور : در اين اثر نيز چون رسالهء منظوم سعى بر آن است كه كائنات را بر انسان منطبق سازد و مىگويد كه انسان به شكل كلمهء محمد آفريده شده است و حاوى عقايد باطنى و افكار سخيف و مجعول است . اين اثر نيز هيچگونه ارتباطى با مولانا ندارد . شايد اين نيز از آثار شاهدى باشد . رسالهء عقايد : اثر منثور شانزده صفحهاى است كه صفات ذات بارى را بيان مىكند . مطالب بحث شده در كتاب ، مسائلى است كه مولانا هيچگاه در آنها مغز نفرسوده
--> ( 1 ) Is . Univ . F . Y . No : 1033 . ( 2 ) Mevlana'dan sonra Mevlevilik , s . 140 .