عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )

418

مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )

شعر مولانا از حكايات عاميانه و امثال و حكم مايه مىگيرد . مجاز و صنايع ادبى و مسائل عرفى در آن زياد است . اگر بگوئيم كه اشعار او با عناصر مردمى درهم آميخته است ، مبالغه نكرده‌ايم . در اشعار او اعتقادات عوام جايى براى خود دارد : اگر زنجير تكان خورد ، ديوانه ديوانه‌تر مىگردد . پريدن ابرو ، حركت چشم ، تپش قلب ( اختلاج اعضا ) هريك به معنايى اشاره دارد . پريان در سرچشمه‌ها و آبشخورها پرسه مىزنند . با دندهء چپ از خواب برخاستن بدشگون است . احساسات مردم ، پايه و اساس شعر اوست . چرم رباب گويد : " من پوستىام از گوشت جدا مانده ، از اين جدايى ننالم ؟ و كاسهء رباب ، چنين شكوه سر مىدهد كه " من شاخهء سرسبزى بودم ، مرا از تنهء درخت بريدند " اين مناظره در اشعار يونس امره از زبان بربط « 1 » و در شعرهاى پير سلطان ابدال ، از بيان طنبور « 2 » نقل شده است . حتى شاعر در دلى « 3 » در جواب قاضى متعرّض كه مدعى بود شيطان در سازهاى موسيقى لانه كرده است ، شعر زير را مىخواند : " تارهاى آن از ونه‌ديگ « 4 » مىآيد * بازوى آن را از سرو كوهى بريده‌اند اى بندهء هذيان گوى خدا * شيطان در كجاى اين ساز مىتواند باشد ؟ " البته طبيعى است كه گذشت روزگار و رويدادها اين احساس را در مردم اندكى متحول ساخته است . مولانا مىگويد : " زان ناله و زان اشك كه خشك و تر عشق است * يك نغمهء تر نيز به دولاب رسيده " « 5 »

--> ( 1 ) Yunus mre Divani , s . 82 , siir XI . ( 2 ) Pir Suttan Abdal , Ankara Univ . Yayin , T . T . K . Bas . , 1943 , s . 99 . siir 27 . ( 3 ) Sair Detli از شعراى قرن نوزدهم تركيه است . ( 4 ) Venedik - و نيز به قاموس الاعلام و لغت‌نامه دهخدا مراجعه شود . ( 5 ) كليات شمس ، ج 5 ، ص 132