عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )

403

مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )

در " مجالس سبعه " ، كتابى كه از تحرير هفت موعظهء مولانا به وجود آمده ، و مسلما بعدها به همت سلطان ولد شكل كامل‌تر و منظم‌ترى گرفته است ، جابه‌جا اشعارى به چشم مىخورد . همهء اين اشعار از سروده‌هاى خود مولانا نيست . مثلا در مجلس سوم يك غزل از سنايى و غزلى از عطار آمده است « 1 » تمام منابع از " ابتدانامه " به بعد متفقا نوشته‌اند كه مولانا بعد از آمدن شمس ، وعظ را ترك گفت . از اين رو در ميان اشعارى كه در مجالس سبعه آمده است ، آنهايى كه از خود مولانا هستند و اگر واقعا در اثناى وعظ از طبع مولانا تراويده باشند ، شعرهايى هستند كه مولانا در دورهء نخستين سروده است . ما در دو مجلس اول و دوم به بررسى پرداختيم . رباعى صفحهء نهم مجلس اول بين رباعيات مولانا نيز مندرج است « 2 » . آخرين بيت همان صفحه بيتى از غزليات مولاناست « 3 » اين غزل تخلص " شمس " ندارد . تخلص اين غزل خاموش است . اين غزل هيجده بيتى اگرچه غزلى بسيار لطيف و زيباست ، اما اندكى حكيمانه و زاهدانه است . بيت اول از دو بيتى كه در ابتداى صفحهء 24 آمده مطلع يكى از غزليات مولاناست « 4 » ولى بيت دوم آن در غزليات نيست . بايد توجه كرد كه مصراع اول اين غزل وزنى جداگانه دارد به‌هرحال ممكن است اين خطا از كاتبان باشد . بارى مطلع اين غزل ، يعنى بيت : " معشوقه به سامان شد تا باد چنين بادا * كفرش همه ايمان شد ، تا باد چنين بادا " در " سندبادنامهء " محمد بن على الظهيرى السمرقندى از شعراى قرن ششم / دوازدهم ميلادى نيز آمده است « 5 » . بيت سوم غزلى به مطلع زير را هم

--> ( 1 ) مجالس سبعه ، به تصحيح دكتر فريدون نافذ اوزلوق . استانبول ، چاپخانهء ثبات ، 1937 ، ص 74 - 73 . ( 2 ) كليات شمس ، ج 8 ، ص 161 ، رباعى 981 . ( 3 ) همان كتاب ، ج 4 ، ص 150 ، ب 19693 . ( 4 ) كليات شمس ، ج 1 ، ص 55 ، ب 938 . ( 5 ) سندبادنامه ، به تصحيح احمد آتش ، دانشگاه استانبول ، انستيتوى شرقيات ، چاپخانهء معارف ، 1948 ، ص 197 .