عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )
391
مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )
استنساخ كرده است ، كيست ؟ اگر ماجراى اعزام خواجه همام الدين را براى تثبيت اموال معين الدين پروانه كه در سال 676 ه / 1277 م كشته شد ، صحيح بدانيم و اين ماموريت در سفر اول وى اتفاق افتاده باشد ، ممكن نيست كه بتواند با مولانا ديدار داشته باشد . مىدانيم كه خواجه همام در سال 683 ه / 1284 م در تبريز بوده است « 1 » آيا روايتى كه افلاكى شنيده است ، صحيح است ؟ يا شخص اخير تشابه اسمى با همام داشته و اين روايت از آنجا ناشى شده است ؟ در اينباره حكم قطعى نمىتوان داد . صفى الدين هندى : صفى الدين از هندوستان به يمن رفت و از آنجا به حجاز و سپس به مصر سفر كرد و سرانجام به آناطولى آمد . از محضر قاضى سراج الدين تلمذ كرد و بعد در مدارس اتابكيه و ظاهريه در شام به تدريس پرداخت . و در سال 715 ه / 1315 م در همان شهر وفات كرد . مولانا در حق وى گويد كه : " هفتاد گبر رومى را مسلمان كردن سهلتر از آنست كه صفى هندى را صفايى بخشند و ارشاد كنند كه لوح روح او چون روى مشقهاى كودكان سياه و تاريك گشته است " « 2 » او مردى متدين و پارسا بود . روزى بر بام مدرسه بود و وضو مىگرفت ناگاه آواز رباب شنيد و گفت : اين رباب چندانكه رفت ، بيشتر شد و بدعت از سنت گذشت . در منع آن چارهاى بايد كردن . به نوشتهء افلاكى اين شخص به پايمردى سلطان ولد از مريدان شد « 3 » . حاجى مبارك حيدرى : حيدريه طريقتى بود كه از ملامتيه و قلندريه نشئت گرفته بود و به علت
--> ( 1 ) مسامرة الاخبار و مسايرة الاخيار ، ص 144 . ( 2 ) مناقب العارفين ، ج 1 ، ص 296 . ( 3 ) همان كتاب ، ص 196 .