عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )
375
مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )
معنى عالمانهء عشق مولانا را نقل مىكند : " صح عند الناس انى عاشق * غير ان لم يعرفوا عشقى به من " « 1 » اما مولانا نه در ديوان كبير و نه در مثنوى اسمى از ابن عربى نياورده بر خلاف آنكه گروهى پنداشتهاند منظور مولانا در بيت زير محيى الدين بن عربى نبوده است : " اندر جبل صالح كانى است ز گوهر * زان گوهر ما غرقهء درياى دمشقيم " « 2 » غزل سيزده بيتى فوق بعد از شهادت شمس سروده شده است . از اين غزل چنين معلوم مىشود كه مولانا براى جستن شمس ، سومين بار تصميم به سفر شام گرفته است . چنان كه در بيت دوازدهم غزل مقصود خود را بيان مىكند و در آخرين بيت نيز آشكارا مىگويد كه تنها براى يافتن شمس قصد مسافرت به شام ظاهرا مولانا گمان مىبرد كه شمس در صالحيه است . زيرا كه شمس در اولين غيبت خود ، در خانى در آن ديار مسكن گزيده بود « 3 » . پيش از اين گفتهايم كه منظور مولانا از " شيخ دين " در مثنوى نيز مسلما شمس الدين بوده است . نظر شمس الدين دربارهء محيى الدين بن عربى و مقايسهاى را كه بين مولانا و محيى الدين به عمل آورده بود ، در مبحث شمس نقل كرديم . اما ابن عربى مخصوصا از قرن نهم - يازدهم هجرى / پانزدهم - هفدهم ميلادى از طرف بايراميه بعنوان يك قدرت پذيرفته شد و براى محيى الدين در قلمرو امپراطورى عثمانى شهرتى عظيم فراهم كرد « 4 » . حتى تبليغات مخالفان وى ، موجب محبوبيت و
--> ( 1 ) مناقب العارفين ، ج 1 ، ص 470 . ( 2 ) كليات شمس ، ج 5 ، ص 8 ، مرحوم احمد آتش متذكر شدهاند كه اين بيت احتمالا از ابو نواس متوفى 195 ه / 810 م است . اگر اين احتمال صحيح باشد ، مولانا از وى تضمين كرده است و ابن عربى هم بىآنكه از گويندهء آن بحثى كرده باشد ، بمناسبت مقال آن را آورده است . معنى بيت : مردم مىدانند كه من عاشقم ، اين بر آنان مسلم است ، اما نمىدانند كه بر كه عاشقم . ( 3 ) همان كتاب ، ج 3 ، ص 234 . ( 4 ) مناقب العارفين ، ج 2 ، ص 695 .