عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )

371

مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )

ايجاد شده ، سپس با صفاى درون مورد قبول پاكدلان قرار گرفته است « 1 » ذكر اين‌گونه مطالب در اين مقال لزومى ندارد اما چه بايد كرد كه اين مقولات قبلا عنوان شده است . حتى ظهور بهاء الدين نقشبند 792 ه / 1389 م نيز مطرح شده ، " جفر مثنوى " نيز ساخته شده است . چنين ادعايى هم پيدا شده كه مولانا همهء رويدادها را پيشاپيش مىدانسته است . خلاصه آنكه تعصب ، حقه‌بازى ، دروغ ، جهل و تزوير مولانا را نيز استثمار كرده است . غريب آنكه امروز هم افرادى هستند كه اين مطالب را باور دارند .

--> ( 1 ) روايتى كه دربارهء روشنى و گلشنى ذكر كرديم ، شهرت دارد . مثلا به : عثمانى مؤلفلرى ، تاليف طاهر به يك ( ج 1 ، ص 19 ) و " طومار طرق عليه دن خلوتيه سلسله سى " تاليف صادق وجدانى ( ص 49 ) نگاه كنيد . روايت مربوط به ابو الوفا در يك مجموعهء خطى به نظر ما رسيده است . روايت سوم را نيز در مجموعه‌اى متعلق به انيس رجب دده ( 1732 م ) كه از وى به شيخ غالب ( 1798 م ) رسيده بود و سپس مرحوم احمد رمزى از مشايخ مولويه در اسكدار مالك آن شده بود ، به خط شيخ غالب ديده و يادداشت كرده بوديم : " پير ما حضرت مولانا فرمود اين سرى است در حق ديوانى افندى از زبان فقرا اين‌چنين شنوديم " مطالب مجعول نظير اين بسيار زياد است .