عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )

344

مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )

باز : " ربابى چشم بربسته ، رباب و زخمه بر دسته * كمانچه رانده آهسته مرا از خواب او افغان " « 1 » اين ابيات نشان مىدهند كه مولانا رباب مىنواخته است . در ميان رباعيات سلطان ولد ، يك رباعى هست كه از رباب نواختن وى نيز حكايت مىكند « 2 » . علاقهء مولانا به موسيقى ، طبعا قونيه را از نواى موسيقى پر كرده بود . حتى در حال وضو گرفتن نيز بانگ رباب گوش اساتيد را نوازش مىكرد و به نظر آنان ديگر بدعت به صورت سنت درآمده بود « 3 » روايت كرده‌اند كه علماى قونيه گرد آمدند و خدمت قاضى سراج الدين رفتند و از علاقهء مولانا و مردم به استماع رباب و رغبت به سماع آن شكايت كردند و تحريم آن را از سراج الدين خواستند . قاضى سراج الدين گفت . اين مرد مردانه ، مؤيد به تاييد الهى است و در تمام علوم ظاهر هم بىنظير ، نشايد به دو پيچيدن ، او داند و خداى خود . چند تن از بو الفصولان ، چند فصلى از مسائل بغرنج فقه و خلاف و منطق و اصول و عربيت و حكمت و علم نظر و علم معانى و بيان و تفسير و نجوم و طب و طبيعيات بر كاغذى نوشتند و خدمت مولانا فرستادند . مولانا بىدرنگ هر سؤال را زير همان سؤال جواب نوشت و همان‌طور مجموع جوابهاى مسائل را درهم آميخت و اجمالا مسأله‌اى ساخت و در پايان آن نوشت كه : معلوم راى عالى علماى عالم باشد كه مجموع خوشيهاى جهان را از نقود و عقود و عنقود اعراض و اجناس و آنچه در آيت زين للناس است و جميع مدارس و خوانق را به خدمت صدور مسلم داشته به هيچ منصبى از آن نگران نيستيم و به كلى عن الدنيا و ما فيها قطع نظر كرده‌ايم تا صدور را اسباب متوافر و لذات دنياوى مرتب و مستوفا باشد و زحمت خود را دور داشته در كنجى منزوى گشته‌ايم و در خانهء خمول فروكشيده ، چه اگر آن رباب حرام را كه فرموده بودند و نفى كرده اگر به كار عزيزان مىآمد و بايست بودى حقا كه دست از آنجا باز كشيده هم ايثار ائمهء دين مىكرديم و از غايت ناچيزى و ناملتفتى رباب

--> ( 1 ) كليات شمس ، ج 4 ، ص 134 با اندكى اختلاف . ( 2 ) Rubaiat , s . 24 , Rubai XCII . ( 3 ) مناقب العارفين ، ج 1 ، ص 165 .