عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )

341

مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )

ميلادى انشاد شده است . درحالىكه در قرن بيستم هنوز كسانى هستند كه مىخواهند زن را درون چهار ديوارى زندانى كنند ! مولانا براى زنان تفوق فراوانى قائل بود ، او با زندگانى خود ثابت كرد كه نظراتش از تفكر سالم او تراويده است و متكى بر هواى نفس و شهوت نيست . مولانا هيچ‌گاه با دو همسر زندگى نكرد . يك بار ازدواج كرد و پس از مرگ همسرش زنى ديگر گرفت و خود پيش از زن دومش كه مادر دوستداران مولانا به حساب مىآمد ، درگذشت . مولانا كنيز هم نداشت . او ديدگاههاى خود را دربارهء ازدواج و زندگى خانوادگى در نامه‌اى كه به پسرش سلطان ولد ، هنگام ازدواج وى با دختر صلاح الدين نوشته ، بيان كرده است . مولانا و موسيقى : مولانا در تطور فكرى - دينى خود ، مخصوصا به سه عنصر علم الجمال تكيه كرده بود : عشق ، موسيقى و سماع . او هم در مثنوى و هم در ديوان كبير از موسيقى زياد ستايش مىكند و آن را والاترين هنرها معرفى مىنمايد . اين حكيم بزرگ مىداند كه حقيقت در حرف ، معنى در كلمه و وزن و قافيه نمىگنجد . لذا به موسيقى بيش از شعر علاقه نشان مىدهد و شايد چيزى را بالاتر از موسيقى نمىشناسد و دوست ندارد . در غزلى گويد : " هيچ مىدانى چه مىگويد رباب ؟ * . . . . . . . . . . . . . . . . ترك و رومى و عرب گر عاشق است * هم‌زبان اوست اين بانگ صواب " « 1 » بدين بيان وحدت موجود بين انسانها را مرهون موسيقى مىداند . به نظر او يك نعرهء مستانه ، بسيار برتر از طرح آن مسئلهء علمى است كه ميان انسانها تفرقه اندازد .

--> ( 1 ) كليات شمس ، ج 1 ، ص 185 - 184 .