عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )

314

مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )

جيب ريختن قوى سهل است ، اما يك من نان را خوردن عظيم دشوارست . چه اين علماى ظاهر علوم اهل معلوم را مىخايند و مىريزند . . . . . . « 1 » روزى شمس الدين ملطى به ديدار مولانا رفت . مولانا فرمود : نزديك آى . باز فرمود : نزديك‌تر آى . شمس الدين آن‌قدر نزديك رفت كه زانو به زانوى مولانا نشست . مولانا از مناقب شمس الدين تبريزى و سيد برهان الدين شمه‌اى بيان فرمود . آنگاه فرمود : حضرت سلطان ما عند ذكر الصالحين تنزل الرحمه فرموده است ، اما در آنجا كه ذكر ما رود ، خدا مىبارد « 2 » . از علم الدين قيصر « 3 » پرسيدند كه از مولانا چه كرامت ديده‌اى كه تا اين حد او را دوست دارى و مريد وى گشته‌اى ؟ جواب داد كه هر پيامبرى را امتى دوست دارند و هر شيخى را قومى مقلد شده‌اند ، اما مولانا را جميع امم و همه كس دوست دارند ، من چگونه دوست نداشته باشم ؟ « 4 » . شكى نيست كه اين محبت ، تجلى محبت عميق و بيكرانى است كه مولانا در برابر انسان و انسانيت در اعماق وجود خويش احساس مىكند . از ديدگاه مولانا ، اگرچه انسان به ظاهر دنياى كوچكى است ، ولى در واقع عظيم‌ترين جهان هموست : پس به ظاهر عالم اصغر تويى * پس بمعنى عالم اكبر تويى ظاهر آن شاح اصل ميوه است * باطنا بهر ثمر شد شاخ هست " « 5 » آنكه واقعا انسان باشد و به مقام والاى انسانى دست يابد ، وراى باورها جاى دارد و چنين كسى از كفر و ايمان رسته است :

--> ( 1 ) مناقب العارفين ، ج 1 ص 414 ذيل عنوان سماع " پاسخ سنجيده ثريانوس را به انتقادكنندگان از موسيقى خواهيم خواند . ( 2 ) همان ، ص 126 - 125 . ( 3 ) دربارهء علم الدين قيصر به مقدمهء تحسين يازيجى مراجعه كنيد : Ariflerin Menkibeleri , s . LXXXVI - LXXXVIII . ( 4 ) مناقب العارفين ، ج 1 ، ص 519 . ( 5 ) مثنوى ، چهارم ، ص 309 ، ب 522 - 521 ، اين مفهوم از دو بيت زير از مولاى متقيان اخذ شده است : دوائك فيك و ما تشعر * و داؤك منك و ما تبصر و تحسب انك جرم صغير * و فيك انطوى العالم الاكبر ديوان الامام على ، چاپ مصر ، بدون تاريخ ، ص 57 .