عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )
294
مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )
چند لغت در جهان ، جمله به معنى يكى * آب يكى گشت چو خابيها بشكنى " « 1 » او بدين بيان ، جان را در ميان ابدان آينده و ميرنده يكى مىبيند و جان را واحد و هستى را يگانه مىداند . ابدان را تظاهر و تكثر آن جان يگانه تلقى مىكند . بدينسان وحدتى بين جان و تن نيز برقرار مىكند . جبر و اختيار ، مسئوليت و انتقاد : يكى از مهمترين مسائل بعد از پيدايى انديشههاى فلسفى در اسلام ، مسئلهء جبر و اختيار است . پيش از اين مختصرا در اين باب بحث كرده و گفته بوديم كه معتزله عقيده داشتند كارى كه بنده انجام مىدهد ، به اراده و اختيار اوست و در مقابل آنان مجبّره بودند كه وجود اراده و اختيار را براى انسان به كلى رد مىكردند . شيعيان نظر معتزله را پذيرفتند و اهل سنت از عقيدهء مجبّره پيروى كردند . با اين تفاوت كه اهل سنت براى انسان ارادهء جزئى قائل بودند . به اعتقاد اهل سنت ، اگرچه آدمى ارادهء جزئى خويش را به كار مىاندازد ولى كارى كه انجام مىگيرد ، از خداست . اما در اين عقيده تناقضى وجود دارد ، بدين وجه كه اگر خدا به كارهايى كه آدمى انجام مىدهد ، علم داشته باشد ، انجام آن كار ضرورى است و اگر عكس باشد ، علم خدا مطابق واقع نخواهد بود . وانگهى با ايمان به اينكه خداى تعالى هر كارى را چنان كه مىخواهد ، عمل كند ، درحالىكه كفر را از بندگان خود نمىپسندد « 2 » اگر ارادهء جزيى به آدمى عطا كند ، و كارى كفرآميز از آدمى سر بزند و تنها به دليل صرف ارادهء جزئى آن كار صورت عمل به خود گيرد ، نوعى جبر ضمنى تحميل مىگردد كه واقعا قابل توضيح نيست . شيعيان مسئله را به شيوهء ديگرى طرح مىكنند و مىگويند كه : " علم خدا انسان را به انجام كارى مجبور نمىكند " بايد دانست كه اين توجيه ، چيزى جز جابهجا
--> ( 1 ) كليات شمس ، ج 6 ، ص 44 . ( 2 ) قرآن كريم ، الزمر ( 39 ) ، آيهء 7 .