عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )
238
مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )
وسيع و ضياع و عقار و غلام و كنيز زندگى مىكردند . مثلا : زبير هزار غلام داشت كه برايش كار مىكردند و خراج مىپرداختند . عمر به افرادى كه در جنگها شركت كرده بودند و ثروتى بهم زده بودند و مثل ايرانيان و روميان لباسهاى ابريشمى به تن مىكردند ، سخت خشمگين مىشد . عثمان ، ثروتى كلان داشت . از اين رو مخصوصا آماج تير ملامت مخالفان خود بود . معاويه از زمان خلافت عمر ، ولايت شام را داشت و در آنجا كاخ عظيمى براى خود ساخته بود . در مقابل آنان ، علاوه بر طبقهء كشاورز و پيلهور و بىترديد ارباب فرقههاى كوچك كه در صدر اسلام از روى احتياج به جهاد مىرفتند و سپاهيگرى مىكردند ، افراد كاملا درمانده و فقيرى هم بودند كه به علت نداشتن زمين و خانه در مساجد بيتوته مىكردند . بيشترين كسانى كه خود را وقف زهد و پرهيز مىكردند ، از ميان گروه اخير بودند . ابو ذر ، از اصحاب بسيار محبوب پيامبر پنجمين كسى بود كه اسلام آورده بود و از ياران راستين على ( ع ) بود كه بعد از وفات پيامبر حق را به جانب على مىداد ، حتى در زمان عثمان نتوانست اسرافها و سفاهتهاى معاويه را تحمل كند و شديدا به خزينهء حكومتى معاويه كه از غنايم جنگى و زكات و جزيهء اهل كتاب فراهم آمده بود و بيت المال مسلمين نام داشت و معاويه آن اموال را " مال الله " ناميده بود ، اعتراض كرد و بنا به شكايت معاويه ، ابو ذر از جانب خليفه به مدينه احضار شد و چون در مدينه علت احضار وى بر مردم معلوم شد ، عليه خليفه بدگوئيها بالا گرفت و به دستور عثمان ابو ذر از مدينه تبعيد شد . بنى اميه كه پيش از اسلام هم با بنى هاشم اختلاف داشتند ، قتل عثمان را دستاويز قرار دادند و خلافت را به دست گرفتند . بعد از شهادت على ( ع ) و مسموم شدن پسرش حسن ( ع ) به دستور معاويه و مخصوصا بعد از شهادت حسين ( ع ) در كربلا اختلاف بنى اميه با آل على بيشتر اوج گرفت . افراد ناراضى از اين گروهبندى كه جبر ناگزير زمان پيش آورده بود ، اضطرارا خود را به زهد سپردند . گروهى از برادركشى در اسلام منزجر شده بودند و گروهى ديگر از هر طرف اعراض كرده بودند و آشوب موجود را دليل فرا رسيدن قيامتى كه قيام آن را محمد ( ص ) عن قريب وعده كرده بود ، مىشمردند ، لذا جز براى نماز بخاطر هيچ چيز ديگر از كنج عبادت خود خارج نمىشدند دستهء ديگرى مردم ناراضى را با سخنان و موعظههاى تند خود ، به زهد و تقوى تشويق مىكردند . مخالفان بنى اميه از آل على